منظومهء ارداويرافنامهء زرتشت بهرام در حدود 1850 بيت و ببحر هزج مسدس محذوف يا مقصور است ، و گوينده سبب نظم آن را پيش از شروع داستان ارداى ويراف بتفصيل بيان كرده است « 1 » . اما تاريخ نظم اين منظومه در آن نيامده است و ظاهرا اين كار بايد در سال 676 هجرى آغاز شده باشد زيرا گوينده در ارداويرافنامه آنجا كه در سبب نظم كتاب سخن گفته توضيح مىدهد كه « 2 » در شبى از شبهاى زمستان كه تاريكى و سرما جهانرا فراگرفته بود از مادر تقاضا كرد تا آتشى برفروزد و آنگاه براى راندن ديو غم از دل به خواندن كتاب متوسّل شد . مادر دو كتاب نزد او آورد : يكى در مولود زرتشت و ديگر كتاب ارداى ويراف . مقصود از مولود زرتشت كه بنظم بود « 3 » همان زراتشتنامهء كاوس كى يا كيكاوس رازيست كه پيش ازين دربارهء آن سخن گفتهايم و زرتشت بهرام چنان كه ديدهايم در دو روز از ماه آبان سال 647 يزدگردى مطابق با سال 676 هجرى آن را استنساخ كرد و در پايان كار خود منظومهء الحاقيهيى در 43 بيت بر آن افزود و در ضمن آن چنين گفت :
چو اين قصهء نغز برخوآندم * معانى او با خرد رآندم
بسى شكرها كردم از دادگر * كه دادم ز دادار و از دين خبر
بدل گفتم ار ز آنكه اين دُرّ پاك * شود جفتِ شمعى بود تابناك
مرا هاتف از غيب آواز داد * كه بايد ترا جفت اين ساز داد
هامش
( 1 ) - رجوع شود به ارداى ويرافنامه ، بتصحيح آقاى دكتر رحيم عفيفى ، مشهد 1343 ص 16 ببعد .
( 2 ) - ايضا ، ص 21 .
( 3 ) -كتابى بود از آن مولود زرتشت * درو چيزى كه بد مقصود زرتشت
بخواندم قصه و آن داستان من * نگه كردم بگفت راستان من
بر آن گويندهيى كاو گفت آن را * گشادم در دعا خواندن زبان راو « گوينده » و « گويا » بمعنى شاعر است چنان كه در اشعار فردوسى چند بار بدان بازمىخوريم :چنين ديد گوينده يكشب بخواب . . . الخ ؛ * بپيوست گويا پراگنده را . . . الخ