اى جفاى تو ز دولت خوبتر * انتقام تو ز جان محبوبتر
از حلاوتها كه دارد جور تو * از لطافت كس نيابد غور تو
نار تو اينست نورت چون بود * ماتمت اينست سورت چون بود
نالم و ترسم كه او باور كند * و ز ترحّم جور را كمتر كند
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جِدّ * بُلعجب من عاشق اين هر دو ضِدّ
* *
بشنو از نى چون حكايت مىكند * و ز جداييها شكايت مىكند
كز نيستان تا مرا ببريدهاند * از نفيرم مرد و زن ناليدهاند
سينه خواهم شَرحه شَرحه از فراق * تا بگويم شرح درد اشتياق
هركسى كاو دور ماند از اصل خويش * بازجويد روزگار وصل خويش
من بهر جمعيتى نالان شدم * جفت خوشحالان و بدحالان شدم
هركسى از ظنّ خود شد يار من * و ز درون من نجست اسرار من
سرّ من از نالهء من دور نيست * ليك چشم و گوش را آن نور نيست
تن ز جان و جان ز تن مستور نيست * ليك كس را ديد جان دستور نيست
آتشست اين بانگ ناى و نيست باد * هركه اين آتش ندارد نيست باد
آتش عشقست كاندر نى فتاد * جوشش عشقست كاندر مى فتاد
نى حريف هركه از يارى بريد * پردههايش پردههاى ما دريد
همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد * همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد
نى حديث راه پرخون مىكند * قصههاى عشق مجنون مىكند
محرم اين هوش جز بىهوش نيست * مرزبان را مشترى جز گوش نيست
گر نبودى نالهء نى را ثمر * نى جهان را پر نكردى از شكر
در غم ما روزها بىگاه شد * روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باك نيست * تو بمان اى آنكه چون تو پاك نيست