بلبل خوشناله را از روى گل آرام رفت * گرچه از خوشناله بلبل بود هم آرام گل
كام گل از مدحت صدر فلك رفعت بكَفت * پس فلك بهر چرا كردست پر زر كام گل
صدر دريا دل جمال الدين فرامرز آنكه هست * آسمان با اين بلندى پيش قدرش مانده پست « 1 » ماه نو چون ز آسمان بنمود
كژ چو ابروى دلستان بنمود * راست گفتى كه ناچخ سيمين
ديلمى در صف از ميان بنمود * يا چو نونى كشيده از بر لوح
كودك طفل لوحخوان بنمود * يا بكردار پهلوىِ بطّيخ
ناگه از روى طشتخوان بنمود * چرخ ناخن بچيد پندارى
يكى از فضلهاى آن بنمود * يا مگر دُنبِ ماهى شيمست
بر سر آب از آبدان بنمود * يا مگر جام باده كژ كرده
از كنار شمر ستان « 2 » بنمود * نى كه طغراى عيد عالم را
كاتب دور رايگان بنمود * غلطم نعل مركب شاهست
حلقه در گوش آسمان بنمود * پهلوانزاده شاه ناصر دين
كز كرم گنج شايگان بنمود « 3 » گل چو چهره ببوستان بنمود * مشت در پيش دوستان بنمود
گفت يعنى بزر تواند ديد * سود آن كش فلك زيان بنمود
گل بخنديد و ابر گريان گشت * خنده اين كرد و گريه آن بنمود
ابر از آن غصه بر جهان بگريست * گرچه گل خنده بر جهان بنمود
باد نوروز در رسيد بلطف * خاك را روضهء جنان بنمود
بلبل خسته دل فغان برداشت * راز دل اندر آن فغان بنمود
هامش
( 1 ) - اين قصيده داراى سه مطلع است در مدح ناصر الدين محمد بن ابو الخطاب خسرو پادشاهزادهء مكران
( 2 ) - ستان : بر پشت خفته
( 3 ) - مطلع دوم قصيده است