تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
خويش را بنام « كتاب الالوان » و « هوان الالوان » ياد مىكند « 1 » . تاريخ تأليف قراضه نيز اصلا معلوم نيست و تنها بسبب ذكر ابو سعيد يا ابو سعيد غانمى در رديف علماى قرن پنجم و ششم ، و نيز با توجه بسبك نگارش كتاب غانمى ميتوان تأليف آن را در حدود اوايل قرن ششم دانست . كتاب قراضه همچنانكه گفته‌ايم بر طريق سؤال و جواب دربارهء مسائل طبيعى در چهار فصل نگارش يافته است : فصل اول در مسائل حيوانى ، فصل دوم در مسائل نباتى ، فصل سوم در مسائل معدنى ، فصل چهارم در مسائل نوادر . در مقدمهء كتاب چنين آمده است : « . . . همت امرا و ملوك آنست كه شغلهايى خواهند كه شهر گشادن بدان بود و ولايت گرفتن و خزاين و اموال جمع كردن ، و هرچ نفيس‌تر و شريف‌تر از آن مالها چون جواهر و ظرايف خويشتن را ذخيره كنند تا بدان استمتاع اين جهانى گيرند و اين‌چنين حال هرچند نيكوست آخر گذرنده است و سريع زوال است و امير رئيس اجل با اين همت همتى ازين بزرگتر ضم كرده است و آن آنست كه همىخواهد كه هرچ اندر جهان انواع علومست نزديك خويش حصر كند و آنگاه تميز صائب برو گمارد تا آنچ از طرف و نوادرست خويشتن را حاصل كند تا بدان او را استمتاع و سعادت دوجهانى باشد . خداى جل و علا او را توفيق دهاد بر آن . و چون اندر مجلس شريف ادام اللّه رفعته حديث طبيعيات و كتب ارسطاطاليس اندرين باب همىرفت ، بفرمود اين خادم را تا كتابى كند اندر مسائل طبيعى بر طريق سؤال و جواب بپارسى تا فايدهء آن عام باشد . اين خادم آن مثال را امتثال كرد و قصد كرد تا از آنچ ديگران بگفته‌اند اندرين كتاب نيارد مگر چيزى كه آن مقدمه‌يى سازد مسئلهء ديگر را و يا بر سبيل اتفاق اندر افتد و اين كتاب را موسوم كرد بقراضهء طبيعيات ، و سبب خرد حجمى كتاب آن بود كه اعتماد بر محفوظ و خاطر خويش كرد اندر جمع سؤال و استنباط جواب ، دور از آنك از كتب نقل كرد . و آنكس كه اين كتاب نگرد و خواند بايد كه او را بطبيعيات الف باشد و كتب حكما نگريده باشد و بر قانونهاى طبيعى واقف گشته بود تا مصادرات و مقدمات اين مسائل را بسيار تقليد نبايد كرد و سخن اندر كلى طبيعيات آسان‌تر بود كه اندر جزوى . . . »

التوسل الى الترسل

اين كتاب مجموعهء منشآت بهاء الدين محمد بن مؤيد البغدادى منشى علاء الدين تكش خوارزمشاه ( 568 - 596 ) است . وى از
هامش
( 1 ) - قراضهء طبيعيات چاپ انجمن آثار ملى 1332 شمسى بتصحيح و با مقدمه و تعليقات آقاى دكتر غلامحسين صديقى ، ص 64 و 72