تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 972

مساهمون:

ص٩٧٢
سعد الدين وراوينى « 1 » ، و عوفى « 2 » . نويسندهء اخير دربارهء او ميگويد : « افاضل دهر انصاف داده‌اند كه در ميدان بلاغت سوارى شهم‌تر از بديع اتابك جولان نكرده است و يكران سبقت را در موكب نظم و نثر مثل او بر روى مدعيان برنتاخته . . . » . انشاء منتجب الدين مصنوع و مزين و آراسته بسجع و مقرون باطناب ( كه لازمهء مكاتبات ديوانى بوده ) و در نهايت جزالت و سلاست است . اتابك جوينى اشعارى نيز داشته و از آن جمله عوفى هفت بيت ذكر مىكند . اين غزل از اوست :
ازين با آب تررويى نباشد * وزين پرتاب ترمويى نباشد چو رنگ خدّ تو رنگى نخيزد * چو بوى جعد تو بويى نباشد در آن خطه كه نام او بهشت است * بسان كوى تو كويى نباشد چو چشم من بعالم هيچكس را * ز خونابه روان جويى نباشد ز عشقت در تگاپويم تو دانى * كه عاشق بىتگاپويى نباشد

قراضهء طبيعيات

اين كتاب كه بر طريق سؤال و جواب در مسائل طبيعى نوشته شده ، در بعضى از نسخ آن بغلط منسوبست به شيخ الرئيس ابن سينا ، ليكن بيهقى « 3 » در ذيل اسم ابو سعد ( يا : ابو سعيد ) محمد بن محمد الغانمى كتاب مذكور را بوى نسبت داده است . غانمى بنا باشارهء بيهقى در علوم عقلى و رياضى دستى قوى داشت . چنان كه از اشارهء سمعانى برميآيد نسب خاندان غانمى به محمد بن غانم از مداحان نظام الملك ميرسيد و اصلا هروى بوده‌اند . ازين محمد بن محمد الغانمى اطلاعى نداريم و بتحقيق نميدانيم در كجا ميزيست و تنها از قول بيهقى برميآيد كه او را غير از قراضهء طبيعيات تصانيف ديگرى نيز بود و از آن جمله خود يكى از تأليفات
هامش
( 1 ) - مرزبان‌نامه چاپ تهران 1310 شمسى ص 2 - 3 ( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 78 ( 3 ) - تتمة صوان الحكمة ص 104