همچنانكه گفتيم قبايل زردپوست مجاور سرحدات ايران بنام « ترك » ها خوانده ميشدند . دستههايى از اين قبايل را « تركمان » نيز ميناميدهاند . معنى كلمهء تركمان چندان روشن نيست . همين اسم در زبان چينى « توكومونگ » « 1 » آمده است « 2 » و قديميترين مأخذ از مآخذ اسلامى كه اين اسم در آن ذكر شده احسن التقاسيم است « 3 » .
اسم تركمان معمولا بر غزان و خرلخان اطلاق ميگرديده و على الخصوص غزان به اين نام خوانده ميشدهاند « 4 » .
قبايل ترك را بر رويهم به دو دستهء شمالى و جنوبى تقسيم ميتوان كرد . از تركان شمالى قفچاقان ، غزان ، قبايل تاتار ، قرقزان ؛ و از تركان جنوبى قبايل چگل ، توخشى ، يغما ، اويغور ، خرلخ ، طفقاچ ، باشقير و ختاى را ميتوان نام برد .
غزان و خرلخان همچنانكه گفتيم در سرحدات ممالك اسلامى بسر ميبردند . از كشور خرلخ و « تغوز اوغوز » بچين ميرفتند . در همسايگى قرلق در مشرق طراز مسكن زمستانى طوايف خلج و در سواحل رودچو منزلگاههاى طوايف تورگش خاصه شعبهء معروف آن « توخشى » بوده است . و در مشرق كنار « ايسيك گول » قوم چگل بسر ميردند و در جنوب نهر نارين تركان يغما كه شعبهيى از « نغوز اوغوز » بودهاند . شهر كاشغر در اراضى همين قوم واقع بود و بر اثر قرب جوارگاه با طوايف چگل و توخشى اختلاط حاصل ميكردند .
زبانى كه در ميان غالب اين قبايل مشترك بود زبان تركى است و حتى بعضى از طوايف شمالى مانند تاتار و قاى و جز آنها كه لهجهيى خاص خود داشتهاند زبان تركى را هم ميدانستند و قبايل جنوبى هم همه لهجهء اصلى تركى داشتند و يا اگر بعضى مانند اويغور و جمول بين خود لهجات خاص به كار ميبردند زبان تركى لهجهء عام آنان محسوب ميشد .
هامش
( 1 ) -To - ku - mong( 2 ) - رجوع شود بدائرة المعارف اسلام ذيل كلمهء ترك بقلم بار تولد
( 3 ) - احسن التقاسيم ص 274
( 4 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 27 ، 70 ، 78 - اسرار التوحيد چاپ نگارنده ص 230 ، 174 و جز آنها .