آل افراسياب چنان كه ديدهايم بر اثر سطوت محمود غزنوى و بعد ازو بر اثر اتحاد با مسعود ، و غلبهء سلاجقه بر خراسان و ماوراء النهر ، نتوانستند از جيحون بگذرند و اين توفيق براى دستهيى از غزان بنام سلاجقه باقى ماند . اين دسته از غزان از اواخر قرن چهارم شروع بمهاجرت در داخلهء اراضى اسلامى كردند و در جند و نور بخارا سكونت گزيدند . اين دسته كه همان تركمانان سلجوقى باشند ، بسرعت در ماوراء النهر و خراسان پراگنده شدند و افزونى گرفتند چنان كه دو دولت بزرگ غزنوى و قراخانى در برابر آنان به زانو درآمدند و تمام دولتهاى ايرانى كه در داخلهء ايران حكومت داشتند بدست آن قوم نابود شدند و حكومتى كه از آنان بنام سلاجقه بوجود آمد ، مدتها بر ايران و بسيارى از ممالك اسلامى از تركستان تا كنار مديترانه تسلط داشت .
تركمانان سلجوقى چنان كه ديدهايم بعد از قبول اسلام و سكونت در ماوراء النهر به زودى در جنگهاى آن نواحى شركت جستند و در همان اوان بر اثر ضيق مكان و پارهيى مشكلات ، گروهى از آن قوم كه اسرائيل بن سلجوق بر آنان رياست داشت باجازهء محمود غزنوى بايران آمدند ولى خوى غارتگرى آنان نگذاشت كه آرام بمانند و به همين سبب به سختى بامر محمود غزنوى سركوب و پراگنده شدند و دستهء بزرگى از آنان در عراق و آذربايجان سكونت اختيار كردند و اسرائيل و فرزندانش نيز بدست عمال محمود محبوس گرديدند . غزان در عراق و آذربايجان پيش ميرفتند بىآنكه قدرت قابل توجه و متمركزى داشته باشند . دستهيى از آنان كه از حدود اصفهان بجانب شمال غربى ايران توجه كرده بودند مورد استفادهء امير ابو منصور و هسودان بن مملان قرار گرفتند و اين امر خود موجبى براى نيرومندى آن امير گرديد چنان كه قطران تبريزى خطاب به او گفته است :
بدين مبارز خرگاهيان سخت كمان * شگفت نيست كه بر آسمان زنى خرگاه
ليكن چون به زودى مزاحم كار و هسودان شدند ، آن پادشاه آنانرا از آذربايجان بيرون راند « 1 »
دستههاى ديگرى از همين غزان كه در عراق مانده بودند چندگاهى مزاحم
هامش
( 1 ) - ابن الاثير حوادث 432