تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
سرداران مسعود غزنوى در آن سامان بودند چنان كه از سال 426 تا 429 بارها بر بو سهل حمدونى و تاش سرداران مسعود شوريدند و بسيارى از سپاهيان غزنوى را كشتند و در همان اوان كه بنى اعمام آنان بر خراسان استيلا مىيافتند رى تحت سيطره و نفوذ ايشان درآمده بود « 1 » . اين دسته و دستهء ديگر از تركمانان را كه در همين اوان بر خراسان و بعد از آن بر ساير بلاد و نواحى مستولى شدند ، مسلمانان بعنوان غز مىشناخته‌اند « 2 » تركمانان اگرچه بر اثر حسن عقيدت بعضى از سران خويش قتل و ويرانى سخت و غارت بىسابقه‌يى در ممالك مفتوحه به راه نينداختند ، ليكن بهرحال تسلط آنان خالى از آزار و ايذاء نبود و بذكر نمونه‌هايى از قتل و ويرانى آنان در كتب تاريخ بازميخوريم « 3 » . دستهء بزرگ ديگرى از غزان معروف به قراغز از اوايل دورهء سلجوقى بر اثر فشارى كه از طوايف ديگر زردپوست مىديدند به طرف خراسان پيش آمده در حدود بلخ سكونت اختيار كردند . اين دسته كه اسلام نيز آورده بودند تا پيش از تسلط تركان ختا بر ماوراء النهر در آن سامان بسر ميبردند ليكن بعد از غلبهء آن قوم بر ماوراء النهر ناگزير بحدود بلخ مهاجرت كردند . در عهد سلطنت سنجر غزان امرائى بنام « دينار » و « بختيار » و « طوطى » و « ارسلان » و « جفز » و « محمود » داشتند و يك چند بىآنكه آزارى از آنان بمردم رسد در اطراف بلخ بسر ميبردند ليكن امير قماج عامل سلطان سنجر در بلخ ، چون از ايشان بيم داشت آنانرا به ترك آن نواحى و مهاجرت بناحيه‌يى ديگر خواند . غزان از اين كار امتناع ورزيدند و با طوايفى ديگر از تركان همدست شده امير قماج را شكستى سخت دادند و شروع بقتل و غارت و سرقت زنان و اطفال مردم كرده بسيارى از علما و فقها را از
هامش
( 1 ) - ابن الاثير حوادث 426 ، 427 ، 428 و 429 و نيز رجوع شود به تاريخ ابو الفضل بيهقى حوادث همين سنين . ( 2 ) - براى نمونه رجوع شود بابن اثير حوادث سال 444 و موضوع وصول تركمانان بفارس و فرار از آن ناحيه . ( 3 ) - ابن اثير حوادث 445 و اسرار التوحيد ص 230