« . . . در ديار تركان پادشاهانى بسر مىبرند كه بسبب ممالك خود از يكديگر متمايزند . غزّيّه حدود ديارشان ما بين خزر و كيماك و سرزمين خرلخيه و بلغار و حدود دار الاسلام از ميان جرجان تا فاراب و اسپيجاب است - و ديار كيماكيه در آنسوى خرلخيه در ناحيهء شمال ميان غزيّه و خرخيز و پشت صقالبه قرار دارد - اما يأجوج در ناحيهء شمال يعنى در ديارى هستند كه اگر اراضى صقالبه و كيماكيه را بپيماييم بدان ميرسيم . . . - خرخيز ميان ناحيه تغزغز و كيماك و بحر محيط و سرزمين خرلخيه و غزيه بسر مىبرند - تغزغز قبايل بزرگى هستند كه اراضى وسيعى ميان تبت و سرزمين خرلخيه و قرقيز و مملكت چين دارند . . . و طايفهيى از ترك بلاد روس را پيموده باراضى ميان خزر و روم رفتهاند و آنان بجناكيهاند و موضعى كه اكنون دارند سرزمين قديم آنان نيست بلكه بر آن غلبه كردهاند . . . »
از مجموع اين اشارات چنين مستفاد مىشود كه در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم نزديكترين طوايف ترك بسرحدات ممالك ايرانى طوايف غز و خرلخ بودهاند . كلمهء غز صورت عربى و فارسى از ريشهء « اوغوز » است . اين قوم به چند قبيله تقسيم ميشدند و مساكن آنان از سواحل شرقى بحر خزر و شمال گرگان تا حدود فاراب از ناحيهء وستكند و اسپيجاب در سواحل غربى سيحون امتداد مىيافت و از اين حدود سرحدات غز و خرلخ با يكديگر درميآميخت و تا فرغانه چادرهاى قرلقان بوده است . پيشرفت اين طوايف در اين حدود تا اواخر قرن چهارم با همهء مقاومت سامانيان بتدريج در ميان اراضى مسلماننشين و آريايى صورت ميگرفت چنان كه در قلمرو غزان و خرلخان بعضى نواحى وجود داشت كه در آنجا مسلمانان با كفار درآميخته و مطيع آنان بودهاند مانند « قرية الحديثة » در ده منزلى خوارزم و بيست منزلى فاراب نزديك جند كه در قلمرو تسلط غزان بود « 1 » . و نظاير اين موضع در ساير نواحى نيز يافته ميشد « 2 » و در اطراف اسپيجاب « كدر » ،
هامش
( 1 ) - صورة الارض ص 512
( 2 ) - حدود العالم ص 70 و 71