تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
و بعد ازين تاريخ گاه بخراسان نيز سفر ميكرد . كتاب چهارمقاله تاكنون چندبار طبع شده است و نخستين طبع منقح آن را با حواشى و توضيحات علامهء فقيد مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى بسال 1909 ميلادى در ليدن انجام داد . شيوهء انشاء نظامى عروضى در ادب فارسى قابل‌توجه بسيار است . وى اگرچه در آغاز ابواب چهارگانهء كتاب خود انشائى نسبة مصنوع دارد ، ليكن در ديگر مواضع كتاب خود كمتر بصنايع متوجه مىشود و گاه اسجاعى به كار ميبرد اما كلام او در همهء موارد جزيل و استوار و خالى از زوايد و در نهايت اتقان و فصاحت است . عروضى در ابتداى كتاب شرحى مختصر در اصول حكمت و اقسام موجودات علوى و سفلى و كيفيت حدوث حيوانات و انسان و احوال نفسانى او و اثبات نبوت و لزوم نائب براى نبى ، يعنى پادشاه ، آورده و در مقدمهء اين مبحث و پايان آن گفته است : « . . . بندهء مخلص و خادم متخصص احمد بن عمر بن على النظامى العروضى السمرقندى ، كه چهل و پنج سال است تا به خدمت اين خاندان موسوم است و برقم بندگى اين دولت مرقوم ، خواست كه مجلس اعلى پادشاهى اعلاه اللّه را خدمتى سازد بر قانون حكمت ، آراسته بحجج قاطعه و براهين ساطعه ، و اندرو بازنمايد كه پادشاهى خود چيست و پادشا كيست و اين تشريف از كجاست و اين تلطيف مر كراست ، و اين سپاس بر چه وجه بايد داشتن و اين منت از چه روى قبول بايد كردن ، تا ثانى سيد ولد آدم و ثالث آفريدگار عالم بود . . . كه در مدارج موجودات و معارج معقولات بعد از نبوت كه غايت مرتبهء انسانست ، هيچ مرتبه‌يى وراى پادشاهى نيست و آن جز عطيت الهى نيست . . . و خود سيد ولد آدم مىفرمايد : الدين و الملك توأمان ، دين و ملك دو برادر همزادند كه در شكل و معنى از يكديگر هيچ زيادت و نقصان ندارند ، پس به حكم اين قضيت بعد از پيغامبرى هيچ حملى گرانتر از پادشاهى و هيچ عملى قويتر از ملك نيست ، پس نزديكان او كسانى بايند كه حل و عقد عالم و اصلاح و فساد بندگان خداى بمشورت و رأى و تدبير ايشان باز بسته بود و بايد كه هر يكى از ايشان افضل و اكمل وقت باشند ، اما دبير و شاعر و منجم و طبيب از خواص پادشاهند و از ايشان چاره‌يى نيست ، قوام ملك بدبير است و بقاء اسم جاودانى بشاعر و نظام امور بمنجم و صحت بدن بطبيب و اين چهار عمل شاق و علم شريف از فروع علم حكمت است ، دبيرى و شاعرى از فروع علم منطق است و منجمى از فروع علم رياضى و طبيبى از فروع علم طبيعى . پس اين كتاب مشتمل است بر چهار مقالت . . . »
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 963 | ذبيح الله صفا