تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 962

مساهمون:

ص٩٦٢
ذكر حال او را عوفى باختصار تمام آورده « 1 » و از اشعار او چند بيت كه لطفى از آنها مشهود نيست نقل كرده است . نظامى با آنكه از مقام بلند خود در شعر سخن ميگويد « 2 » ، او را مهارتى چنان كه بايد در شعر نبود و يا اگر درين فن استاد مطلع بود ، از ذوق خداداد بهره‌يى وافر نداشت و حال آنكه در نثر استادى بزرگ است و چه در نثر مصنوع و آراسته و چه در نثر مرسل فصيح و شيوا يد بيضا مينمايد و كتاب چهارمقالهء او با آنكه اشتباهات تاريخى بسيار در آن ديده مىشود ، از جملهء بدايع آثار پارسى و از بهترين نمونهاى كتب منثور اين زبانست . نظامى عروضى علاوه بر ادب كه در آن متبحر بود ، در طب و نجوم نيز مهارت داشت « 3 » . وى در خدمت ملوك غورى آل شنسب بسر ميبرده و چنان كه خود تصريح كرده است « 4 » سالها بمدح آن پادشاهان اختصاص داشته و كتاب خود را بنام ابو الحسن حسام - الدين على بن فخر الدين مسعود برادرزادهء ملك شمس الدين محمد بن فخر الدين مسعود پادشاه معروف غورى نوشته است . از احوال نظامى عروضى اطلاع كافى در دست نيست . گويا در اواخر قرن پنجم در سمرقند ولادت يافته و مدتى از جوانى خود را در مولد خويش سمرقند بكسب علوم مشغول بوده است - سپس بين سالهاى 504 و 506 بخراسان رفت زيرا در سال 504 در سمرقند از دهقان ابو رجا اطلاعاتى دربارهء رودكى كسب كرد « 5 » و در سال 506 در بلخ به خدمت عمر خيام رسيد « 6 » و در سال 510 در طروق طوس خدمت معزى را درك كرد « 7 » و شعر خود را بر او عرضه داشت و در همين اوان گويا به خدمت آل شنسب اختصاص يافت
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 1 ص 207 - 208 ( 2 ) - چهارمقاله ص 41 و 51 - 53 ( 3 ) - ايضا ص 65 - 67 و 87 - 88 ( 4 ) - ص 3 و 28 و 51 - 53 ( 5 ) - ايضا ص 33 ( 6 ) - ايضا ص 63 ( 7 ) - ايضا ص 40 - 43
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 962 | ذبيح الله صفا