« الحمد للّه على صنايع كرمه و روايع نعمه و الصلاة على نبيه الرقى و رسوله الصفى محمد و آله ، اخيار الخلق ، و اصحابه انصار الحق ، و بعد [ چنين گويذ ] فراهم آورندهء اين مجموع محمد بن محمد بن عبد الجليل العمرى الرشيد المشتهر بوطواط ، و فقه اللّه لما يصلح امر دينه و دنياه ، كه چون هركس از افاضل عصر و اماثل دهر كه ايشان را بمطالعهء غرائب نظم و بدايع نثر ميلى بود ، و از معرفت اقسام فصاحت و اساليب بلاغت حظى ، رسائل و اشعار من طلب ميفرمودند و در تحصيل آن رغبت صادق و حرصى بكمال مىنمودند ، و دادن جملهء آن بهريك از طالبان متعذر بوده ، چه نتايج فكر من در دعاء درگاه و ثناء بارگاه خداوند عالم پادشه بنى آدم خوارزم شاه معظم علاء الدنيا و الدين ملك الشرق و الغرب ابو المظفر اتسز بن محمد خوارزمشاه معين امير المؤمنين قدس اللّه روحه ، سخت بسيار است و هنوز به حمد اللّه كه طبع نقاد و خاطر وقاد بر كار است و هر ساعت اعداد آن تزايد مىگيرد و امداد آن تضاعف مىپذيرد ، و نيز بزرگان را يكبارگى محروم گردانيدن و التماس ايشانرا بسمع اصابت و اسعاف ناشنيدن در مذهب فتوت و شريعت مروت روا ديده نيامد . به حكم اين معنى اين مختصر ساخته شد و اين مجموع پرداخته گشت و هو على اربعة اقسام : قسم اول مشتملست بر ده نامهء تازى ، قسم دوم مشتملست بر ده قصيدهء تازى و قطعهيى چند ، قسم سهام مشتملست بر ده نامهء پارسى ، قسم جهارم مشتملست بر ده قصيدهء پارسى و قطعه و غزل و رباعى چند ، تا چون بزرگى ازين انواع چيزى طلبد اين مختصر به دو داده شود و او را بر اندازهء قريحت خويش در دو زبان نظما و نثرا آگاه گردانيده آيد ، و در ضمن آن نشر معالى و شكر ايادى بارگاه معظم خدايگان عالم قدس اللّه روحه كه غايت مقاصد و نهايت مطالب است حاصل گردد و اين مختصر را ابكار الافكار فى الرسايل و الاشعار نام كردم و برسم خدمت خزانهء كتب خاص عمرها اللّه نوشتم . اميدست كه به محل قبول و موقع ارتضا افتد و اللّه الموفق للسداد و المبشر للمراد بمنه . »
مقامات حميدى
اين كتاب از جملهء كتب مصنوع قرن ششم است كه صنايع لفظى به حد اكثر در آن به كار رفته است . نويسندهء آن قاضى حميد الدين عمر بن محمود البلخى در شهر بلخ مسند قاضى القضاتى داشت و بنابر نقل ابن اثير در ذيل حوادث سال 559 ، در آن سال بدرود حيات گفت . اوست كه انورى بعد از داستان هجو بلخ و غوغاى عوام در آن شهر بوى پناه برد و از گزند مردم رست « 1 » .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 660 - 662