معمور نيست و حال طوالع و مطالع و آنچ بدين تعلق دارد و بيان كردن تواريخ و مقادير زمانها » .
مجلس شهرستانى
دربارهء ابو الفتح محمد بن ابو القاسم عبد الكريم شارستانى ( شهرستانى ) متكلم بزرگ شافعى اشعرى ( م . 548 ) پيش ازين سخن گفتهايم « 1 » . وى علاوه بر كتبى كه ذكر كردهايم داراى مجالسى نيز بوده است .
شهرت او در علم باعث بود كه در بسيارى از سفرها مجالسى براى وعظ و تذكير او ترتيب داده ميشد ، از آن جمله در مدت سه سال اقامت خود در بغداد در نظاميهء آنشهر مجلس وعظ داشت و همچنين است در خوارزم كه يكى از مجالس او در آن ديار كه به زبان فارسى است به خط علامه قطب الدين شيرازى موجود است و آقاى سيد محمد رضا جلالى نائينى آن را در مقدمهء كتاب ترجمهء ملل و نحل شهرستانى طبع كرده است « 2 » . اين مجلس نمايندهء كمال اطلاع شهرستانى و قدرت او در بيان تأويلاتى است كه عادة فلاسفه و متكلمين در آيات و اخبار ميكردند و در آن ميان مقاصد خود را از راه تأويل اظهار مينمودند و در ضمن باشعار تازى و پارسى چنان كه عادت واعظان و مذكّران بود استشهاد ميكردند . موضوع اين مجلس بحث دربارهء « خلق » و « امر » است و شهرستانى با احاطهيى كه بر عقايد ملل مختلف و فلاسفه و حكما و مفسّران و محدّثان داشت اين دو اصطلاح را بوجوه گوناگون مورد بحث قرار دارد . شيوهء كلام اين مجلس هم مانند همهء مجالس علما و عرفا قابل دقت است . در اين مجالس آوردن عبارات كوتاه و گاه موزون و مسجع اساس كار بوده زيرا مقصود حسن تأثير سخن در اذهان و اسماع مستمعين بوده است و اين امر جز بانتخاب كلامى كه در عين اشتمال بر مقاصد گوينده نزديك بسخن موزون باشد و در ذهن شنونده بنشيند ، ميسر نبود . مجلس مفصل مذكور چنين آغاز مىشود :
« ايزد را تعالى خلق است و امر ، الا له الخلق و الامر . آفرينش و فرمان او راست ، له الخلق ملكا و الملك امرا ، امرا و مصدر خلق اوست ، خلق او مظهر امر او ، خلق او نبود بامر او در
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 269 و 285 - 286 و 296 - 297
( 2 ) - چاپ دوم ص 18 - 33