تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠
ابراهيم نوشته بنابرين تاريخ تأليف آن بعد از سال 511 و پيش از سال 559 هجرى است و چون شاعر بعضى از اشعار مسعود سعد را در ترجمهء خود من باب استشهاد و تمثيل آورده است ، پس اين ترجمه پيش از حدود 515 ( سال وفات مسعود سعد ) يا اواخر حيات آن شاعر ، صورت نگرفته است . پس تاريخ تأليف كتاب بين سنين 515 - و 552 است . بنابر محاسبهء آقاى ميرزا عبد العظيم قريب استاد محترم دانشگاه « 1 » اين كار چند سال بعد از قتل الراشد باللّه ( 531 ) و در تاريخ يكصد و هفتادمين سال تأسيس سلسلهء غزنويان ( - حدود سال 536 ) صورت گرفته است . سال 536 فعلا به نظر نگارنده نزديكترين سال بتاريخ ترجمهء كليله و دمنه است و معلوم نيست كه آقاى قريب چرا سالهاى 538 و 539 را ترجيح داده‌اند . اين ترجمه با نثر منشيانهء بليغ و استشهادات و تمثيلات لطيفى كه در آن به كار رفته و آرايشهايى كه دارد ، هم از روزگار قديم مورد توجه و مراجعهء مترسلان قرار گرفت . عوفى كه خود از منشيان بليغ قرن ششم و هفتم است ، كمتر از صد سال بعد از ترجمهء كليله و دمنهء بهرامشاهى دربارهء آن و نصر اللّه بن عبد الحميد چنين گفته است : « . . . تا دور آخر زمان و انقراض عالم هركس رسالتى نويسد يا در كتابت تنوّقى كند مقتبس فوائد او تواند بود ، چه ترجمهء كليله و دمنه كه ساخته است ، دست‌مايهء جملهء كتّاب و اصحاب صنعت است ، و هيچكس انگشت بر آن ننهاده است و آن را قدح نكرده و از منشآت پارسيان هيچ تأليف آن اقبال نديده است و آن قبول نيافته . . . » « 2 » . الحق كليله و دمنهء بهرامشاهى از حيث سلامت انشاء و قوت تركيب عبارات و حسن اسلوب و آراستگى كلام يكى از عالىترين نمونه‌هاى نثر پارسى است . اين كتاب را از نخستين آثار نثر مصنوع فارسى ميتوان شمرد . ابو المعالى در عين آنكه ، جز در چند مورد معدود ، بايراد سجعهاى كامل نپرداخته ، باز بر اثر پاىبند شدن ببرخى از قيود مانند موازنه در اجزاء جمل و عبارات و ايراد سجعهاى ناقص و آوردن كلمات مترادف متوازن ، و استشهاد بآيات و امثال و اشعار تازى و پارسى ، و امثال اين امور ، كتاب خود را در شمار اولين نمونهاى
هامش
( 1 ) - مقدمهء كليله و دمنه تهران طبع دويم ، 1311 شمسى ، ص لز - لح . ( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 92