تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
قديم است كه حى و قادر و عليم است و سميع و بصير و مريد و حكيم است . و وى عرض نيست و جوهر نى ، و جسم نى و مصور نى و محدود نى و معدود نى و متبعّض نى و متركّب نى و متناهى نى و او را مائيت نى و كيفيت نى ، وى متمكن در مكان نى و با مكان نى و بر مكان نى ، و وى بود و مكان نى ، و مكان آفريد و ويرا به مكان حاجت نى ، و تغير بر وى روانى ، و زمان را بوى تعلق نى ، و وى بود و زمان نى ، و زمان آفريد و ويرا به زمان حاجت نى ، و وى به هيچ چيز ماننده نى ، و هيچ چيز بوى ماننده نى ، و هيچ چيز از علم و قدرت وى بيرون آينده نى . و مرو را صفات ازلى است قائم بذات وى ، و آن صفات نه وى است و نه غير وى ، و آن صفات علم است و قدرت ، و حيات است و قوت ، و سمع است و بصر ، و ارادتست و مشيت ، و فعل و تكوين و تخليق و اختراع است و احداث ، و او را كلام است و وى متكلم است بكلامى كه صفت وى است ازلى ، از جنس حروف و اصوات نى ، و خداى عز و جل متكلم است بدان كلام و آمر و ناهى و مخبر و وعده‌كننده و وعيدكننده . . . »

كليله و دمنهء بهرامشاهى

اين كتاب معروفترين ترجمه و تهذيب كليله و دمنه است . كليله و دمنه چنان كه ميدانيم از جملهء كتبى بود كه از سانسكريت به پهلوى و از پهلوى بدست عبد اللّه بن المقفع بتازى و از تازى نخستين‌بار بفرمان نصر بن احمد سامانى بنثر درى « 1 » و سپس از روى همان ترجمه بوسيلهء رودكى بشعر پارسى « 2 » درآمد . و آنگاه در اوائل قرن ششم يك بار ديگر ؛ با نثر منشيانهء بليغ ترجمهء ديگرى از آن ترتيب يافت كه همين كليله و دمنهء بهرامشاهى است . اين ترجمه بدست ابو المعالى نصر الله بن محمد بن عبد الحميد منشى صورت گرفته است . اصل وى بنابر بعض اقوال « 3 » از شيراز و بقولى ديگر « 4 » از مردم غزنين بوده است . از ابتداى جوانى او اطلاعى در دست نيست و فقط ميدانيم از اوان جوانى با عده‌يى از فضلاى غزنين معاشرت داشته و مورد تفقد بهرامشاه غزنوى ( 511 - 552 ) بوده و در كارهاى ديوانى شركت مينموده است و در زمان دولت خسرو شاه ( 552 - 559 ) جانشين بهرامشاه ، با آنكه هنوز جوان بود ليكن بسبب كثرت دانش سمت دبيرى خسرو شاه يافته بود . عوفى در باب كيفيت كار او درين زمان و اينكه « چون در دبيرى ممارست
هامش
( 1 ) - مقدمه شاهنامهء ابو منصورى ، بيست مقاله ج 2 ص 22 ( 2 ) - ايضا ص 22 - 32 ( 3 ) - هفت‌اقليم امين احمد رازى ( 4 ) - تاريخ وصاف طبع بمبئى ص 528
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 948 | ذبيح الله صفا