تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 946

مساهمون:

ص٩٤٦
كتابهاى بزرگ كرده‌اند ، هيچ كتابى نيست كه طبيب بدان كتاب از كتابهاى ديگر مستغنى گردد و تا اندر هر غرضى و مقصودى بكتابهاى ديگر بازنگردد و از هر جايى نجويد مراد او حاصل نشود ، و اين كتاب چنان جمع كرده آمدست كه طبيب را اندر هيچ باب به هيچ كتاب ديگر حاجت نيفتد و بسبب بازگشتن بكتابها خاطرش پراگنده نشود . و خادم دعاگوى اندر آن روزگار كه طب همىخواند و كتابهاى طبى همىنگريد ، بسيار تمنى كرد كه كتابى بايستى كه آنچه از طب همىببايد دانست اندر آن كتاب جمع باشد و برين نسق هيچ كتابى نيافت ، پس ببركات دولت اين خداوند آنچه بنده تمنى كرده بود ، قصد كرد تا ساخته شود ، و غرض خادم دعاگوى اندر ساختن اين كتاب آن بود كه اندر روزگار اين خداوند چنين كتابى حاصل گردد و چنين يادگارى ازين خادم اندر دولت او بماند ، تا حق نعمت او بدين خدمت گزارده آيد ، و فضلاى روزگار كه اين كتاب را مطالعت كنند ، و با ديگر كتابها برابر كنند ، فرقى كه ميان اين كتاب و ديگر كتابهاست بشناسند ، و گواهى دهند كه اين جمعى تمامست ، و انصاف جويندگان اين علم اندرين كتاب داده شده است و طريق رسيدن به مقصود طب بر همگنان كوتاه كرده و بدانچه درين خطبه وعده داده است وفا كرده به حمد اللّه و منه . . . » از كتابهاى ديگر سيد خفّى علائى يا الخفيّة العلائية در دو مجلد كوچك است كه جرجانى آن را بفرمان علاء الدوله اتسز خوارزمشاه نوشته و اهمّ مطالب ذخيره را در آن تلخيص كرده و در آغاز آن گفته است : « اما چنين گويد مصنف اين كتاب امير سيد اسمعيل بن الحسن بن محمد بن احمد الحسينى الجرجانى كه چون از جمع كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى فارغ شديم بر لفظ امير اسفهسالار اجل سيد عالم بهاء الدين عمدة الاسلام علاء الدولة و الدين ابو المظفر سلطان خوارزمشاه . . . رفت كه كتاب ذخيره كتاب بزرگست ، كتابى بايستى مختصر كه هروقت بر دست توان گرفت . . . اين مختصر در دو مجلد نهاده آمد بر قطع مطول تا پيوسته در موزه توان داشت و بدين سبب اين مختصر را خفى علائى نام كرده آمد . . . » ديگر كتاب اغراض يا الاغراض الطبية و المباحث العلائية است كه آن نيز بر منوال خفى ملخّصى از ذخيره است و در دو كتاب نهاده شد . سيد اسمعيل اين كتاب را به خواهش مجد الدين ابو محمد صاحب بن محمد البخارى وزير اتسز خوارزمشاه از ذخيره تلخيص كرده است .