رفته و جرجانى با تأليف چنين كتاب عظيم و پرارزش ثابت كرد كه زبان پارسى آمادهء تأليف مفضلترين كتاب در علم پزشكى است . شيوهء جرجانى در نگارش ذخيره ، شيوهء عام مؤلفان كتب علمى است جز آنكه جرجانى قيد بىمورد در ايراد كلمات يا اصطلاحات مهجورهء پارسى در برابر مفردات و تركيبات عربى نداشته و هرجا زبان رائج زمان ايجاب مىكرده بآوردن كلمات يا تركيبات پارسى مبادرت جسته است .
ذخيره در دوازده كتاب و شامل جميع مباحث طب و تشريح و بهداشت و اقراباذين است . مؤلف در سرآغاز كتاب شرحى مستوفى دربارهء قصد خوارزم در دورهء امارت قطب الدين محمد بن انوشتكين خوارزمشاه بسال 504 ، و سكونت در آن ديار و شروع بتأليف « ذخيرهء خوارزمشاهى » بنام آن پادشاه و چگونگى هواى خوارزم و علت فراوانى امراض در آن ديار نوشته و گفته است :
« چون بندهء دعاگوى جمعكنندهء اين كتاب اسمعيل بن الحسن بن محمد بن احمد الحسينى الجرجانى ، حال اين ولايت بديد و حاجتمندى اهل اين ولايت بعلم طب بشناخت ، اين كتاب بر سبيل خدمت اين خداوند بساخت و چون از مدت مقام هميشه اندر مجلس اين خداوند علماء بزرگ و ائمهء روزگار حاضر ديد و اندر هر علمى كه سخن رفتى از لفظ بزرگوار اين خداوند نكتهيى شنيدى كه بسيار بزرگان از آن غافل باشند ، و اگر وقتى اندر مسئلهيى سؤالى فرمودى ، مشكلى فرمودى كه هركسى از عهدهء جواب آن بيرون نتوانستى آمدن ، و اين معنى گواهى دهد بر شرف نفس و گوهر پاك و همت بزرگ و علم وافر و خاطر روشن و فهم تيز و قريحت درست و ذهن راست و فطنت تمام . و جهد كرد تا اين خدمت چنان سازد كه بر چنين محكى عرض توان كرد و خزانهء اين خداوند را بشايد ، و اگرچه اين خدمت بپارسى ساخته آمدست ، لفظهاى تازى كه معروفست و بيشتر مردمان پارسى آن بدانند ، و بتازى گفتن سبكتر باشد ، آن لفظ هم بتازى ياد كرده آمد تا از تكلف دور تر باشد و بر زبانها روانتر ، ان شاء اللّه عز و جل .
و ازين لفظها بيشترى را نيز پارسى گفته آيد تا هيچ پوشيده نماند ، و هر كتابى را كه اندر علمى كردهاند ، فايده و خاصيتى ديگر است و خاصيت اين كتاب تمامى « 1 » است ، از بهر آنكه قصد كرده آمدست تا اندر هر بابى آنچه طبيب را اندر آن باب ببايد دانست ، از علم و عمل بتمامى ياد كرده آيد ، و معلومست كه برين نسق هيچ كتابى موجود نيست . و اگرچه اندر علم طب بسيارى
هامش
( 1 ) - تمامى : كمال ، عنصرى گويد :از تمامى دان كه پنج انگشت باشد مرد را * باز چون شش گردد آن افزايش از نقصان بود