تو آبت حسن را جمالى دگرى * من آيت عشق را كمالى دگرم
* *
دوش آن بت من دست در آغوشم كرد * بگرفت و بقهر حلقه در گوشم كرد
گفتم صنما ز عشق تو بخروشم * لب بر لب من نهاد و خاموشم كرد
* *
تا قبلهء عشاق جهان روى تو شد * روى بت و بتگران همه سوى تو شد
چوگان سر زلف تو رهبان چو بديد * انگشت برآورد و يكى گوى تو شد
* *
بستردنى است آنچه بنگاشتهايم * افگندنى است آنچه بفراشتهايم
سودا بودست آنچه پنداشتهايم * دردا كه بهرزه عمر بگذاشتهايم
* *
در انجمنى نشسته ديدم دوشش * نتوانستم گرفت در آغوشش
صد بوسه زدم بر رخ عنبرپوشش * يعنى كه حديث مىكنم در گوشش
* *
آن ره كه من آمدم كدامست اى دل * تا باز روم كه كار خامست اى دل
در هر گامى هزار دامست اى دل * نامردان را عشق حرامست اى دل
آثار سيد اسمعيل جرجانى
دربارهء زين الدين اسمعيل بن حسن بن محمد بن احمد حسينى جرجانى ( 434 - 531 ) پزشك نامبردار قرن پنجم و ششم ، و اهميت آثار طبى او پيش ازين سخن گفتهايم « 1 » .
از جملهء اين آثار مهمتر از همه و حتى مهمتر از همهء كتابهاى طبى پارسى كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى است . دربارهء اين كتاب و ارزش آن و ترجمههايى كه از آن شده هنگام مطالعه در وضع علم طب سخن رفته است . اهميت ادبى اين كتاب در آنست كه بسيارى از لغات و تركيبات كه شايستهء استفاده در علم طب است درين كتاب به كار
هامش
( 1 ) - همين كتاب ص 314 - 316