تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ناحيهء خلخ و از مغرب بناحيهء خرخيز ( قرقيز است ) و اين ناحيه بزرگترين ناحيهء تركست و ملوك همهء تركستان در قديم از اين قوم بوده‌اند و مردمى جنگى و با سلاحند و در تابستان و زمستان از جايى بجايى ميروند و از اين ناحيه مشك و انواع پوست‌هاى قيمتى و گوسفند و گاو و اسب حاصل مىشود . چند شهر كوچك در آنست و از آن ميان جنيانجكث پايتخت مملكت تغزغز است . ناحيهء يغما از مشرق بناحيهء تغزغز و از مغرب بناحيهء خلخ محدودست . در اين ناحيه صيدهاى بسيارست و اسب و گوسفند تربيت مىشود و مردمانى جنگى دارد و پادشاهانشان از اولاد سلاطين تغزغزند و عدد قبايل آنان بهزار و هفتصد ميرسد و بعضى از اين قبايل با تغزغزيان درآميخته‌اند و شهر كاشغر بر سرحد ميان تغزغز و يغما و خرخيز واقعست . ناحيهء خرخيز ( قرقيز ) از مشرق بچين و درياى اقيانوس مشرقى و از جنوب به حد تغزغز و قسمتى از حدود خلخ و از مغرب به كيماك محدودست و در آن آبادانى نيست مگر شهر كمجكث كه پايتخت خرخيز خاقان در آنجاست . قرقيزيان قبايلى وحشىاند و طبع ددگان و درندگان دارند و مردمى درشت صورت و بيداد كار و بيرحم و مبارز و جنگجويند . در اين ناحيه پوست‌هاى قيمتى و گوسفند و گاو و اسب فراهم ميآيد . از قرقيزيان قومى بنام « فورى » از همه وحشىتر و مردمى آدم‌خوار و بىرحمند و زبان ايشان را قرقيزيان ديگر نميفهمند . ناحيهء خلّخ از مشرق به تبت و مساكن يغما و تغزغز و از جنوب بماوراء النهر و سرزمين يغما و از مغرب بمساكن غوز و از شمال بجايگاه تخشى و چگل و تغزغز محدود مىشود . اين ناحيه با نعمت‌تر از همهء نواحى تركست و مردمانش بخوى مردمى نزديك‌اند و ملوك ايشان را بيغو ميخوانند . بعضى از خلخيان زراعت ميكنند و بعضى شبانى و صيادى و در اين ناحيه چند ده و شهر كوچكست . ناحيهء چگل مشرق و جنوب آن حدود خلخ و مغرب آن حدود تخشى و شمال آن ناحيهء قرقيز است . مردم اين ناحيه خداوندان خيمه و خرگاهند و شهر و ده ايشان كمست