همهء زردپوستانى كه ازين پس در آن نواحى پديدار شدند ، اطلاق گرديد مانند طوايف قرلق كه در شرق امپراطورى ترك يعنى در ميان آلتايى و حوزهء علياى ايرتيش زندگى ميكردند و در حدود سال 766 ميلادى مساكن تركان غربى به تصرف آنان درآمده بود و رؤساى آن قوم همچون امراى غز كه در حوالى سيحون فرمانروايى داشتند ، لقب تركى بيغو ( يبغو ) يافتند . همين غزان ( اوغوز ) هم كه جانشين تركان در قسمتى از متصرفات غربى آنان شده بودند به تركمان شهرت يافتند .
در اشارات جغرافيانويسان اسلامى از حدود قرن سوم و چهارم كلمهء ترك همهجا به همين معنى ثانوى خود يعنى براى تمام اقوام زردپوست كه لهجههاى مشترك متقارب به يكديگر داشتهاند به كار رفته است و پنج قوم را كه زبان واحد داشتهاند بنام ترك ياد كردهاند و آنها عبارتند از تغزغز و خرخيز ( قرقيز ) و كيماك و غز ( اوغوز ) و خرلخ ( قرلق ، خلخ ) . دورترين حد سكونت اين اقوام را از شمال « ويرانى شمال » يعنى اراضى آنسوى ينىسئى ميدانستند كه « اندران مردم نتواند بودن » و از مشرق « درياى اقيانوس مشرقى » يعنى اقيانوس كبير .
در نقشههاى صورة الارض مساكن اقوام بزرگ ترك چنين ديده مىشود : در مشرق درياى خزر و مغرب و شمال و قسمتى از اراضى مشرق درياچهء خوارزم مسكن غز بود و بعد از آن تا قسمت زيادى از اراضى شرقى رود سيحون مسكن خرلخ . بعد از قطع منازل خرلخ به اراضى تغزغز و خرخيز و بعد از قطع منازل غز و عبور بجانب شمال بمنازل كيماك ميرسيدند .
بهترين كتاب از كتب رائج جغرافيايى قرن چهارم كه اطلاعات مفصل و خوب راجع بقبايل زردپوست داده حدود العالم است . در اين كتاب بعد از نواحى تبت كه در برخى از قسمتهاى آن قبائل ترك تسلط داشتند از باقى قبايل زردپوست و حدود مساكن و بلاد و وضع اقتصادى آنها اين مطالب آمده است كه در اينجا خلاصه مىشود « 1 » .
ناحيهء تغزغز ( توغوز اوغوز ) ، از مشرق محدود بچين و از جنوب بتبت و
هامش
( 1 ) - حدود العالم چاپ طهران ص 46 - 55