قرن پنجم ، در همدان اتفاق افتاد و اجداد او از شهر ميانه بودهاند با اينحال سبكى او را از اهل خراسان شمرده است . وى با آنكه در عنفوان شباب بدست متعصبان كشته شد ، هم در جوانى جامع كمالات و از نوابغ روزگار بوده و نزد امام عمر خيام و شيخ احمد غزالى و شيخ محمد حمويه تلمذ كرد و در كلام و حكمت و عرفان و ادب پارسى و عربى صاحب اطلاع وافى بود و نظر بكثرت مطالعه در كتب امام محمد غزالى بايد او را شاگرد بواسطهء آن بزرگ نيز شمرد . شيخ احمد غزالى با همهء جلالت قدر چندان او را دوست ميداشت كه در مكتوبهاى خود او را « قرة العين » خطاب ميكرد با آنكه مدت تلمذ عين القضات در نزد او چندان طول نكشيده بود . عين القضات خود در سخنان خويش از احمد غزالى و محمد حمويه بسيار نقل كرده و مخصوصا صحبت بيست روزهء خود را با احمد غزالى در همدان موجب توجه غائى خويش بكمالات دانسته است . اينكه در برخى از مآخذ نسبت شاگردى باباطاهر عريان به عين القضات همدانى داده شده ، درست نيست زيرا مسلما باباطاهر تا اواخر قرن پنجم زنده نبوده است تا بتواند استاد عين القضات باشد . نكتهء مهم قابل توجه در كيفيت تحصيلات عين القضات آنست كه وى بيشتر اطلاعات خود را از طريق مطالعات شخصى و خصوصى فراهم آورد و همين امر باعث شد كه او در عين جوانى و عنفوان شباب آنهمه تبحر حاصل كند و در كار تحرير و تأليف آنقدر كامياب باشد .
عين القضات با گروهى از رجال مشهور عهد خود رابطه و مكاتبه داشته است مانند ابو نصر احمد بن حامد اصفهانى ملقب بعزيز الدين المستوفى ( م . 526 ) از مستوفيان سلاجقهء عراق ، و قوام الدين ابو القاسم ناصر بن على درگزينى وزير سلطان محمود بن محمد و سنجر بن ملكشاه ( م . 527 ) و تاج الدين علاء الدوله كه عين القضات رسالهء عربى خود را
هامش
201 - 202 ؛ نفحات الانس جامى چاپ هند ص 371 - 372 ؛ مجمع الفصحا ج 1 ص 340 ؛ رياض العارفين چاپ تهران 1316 ص 176 - 178 ؛ طبقات الشافعيهء السبكى طبع مصر چاپ اول ج 4 ص 236 - 237 ؛ كشف الظنون ج 2 بندهاى 951 - 952 و مآخذ متعدد ديگر . . .