تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
تا كعبهء نيست قبلهء هستِ منست * هشيارترين خلق جهان مستِ منست « 1 »
* *
عشقى بكمال و دلربايى بجمال * دل پرسخن و زبان ز گفتن شده لال زين نادره‌تر كجا بود هرگز حال * من تشنه و پيش من روان آب زلال

مجمل التواريخ و القصص

كتاب مجمل التواريخ و القصص از كتب بسيار معتبر تاريخ ايران و عرب و خلفا و سلاطين ايرانست تا اوايل قرن ششم هجرى كه در بيست و پنج باب نوشته شده است . مؤلف كتاب معلوم نيست و گويا از مردم همدان يا اسدآباد بوده و جد او مهلّب بن محمد بن شادى نام داشت و او خود مردى فاضل و صاحب اطلاع در مسائل تاريخى بود و كتاب ديگرى غير ازين مجمل التواريخ نوشته بود در اخبار برامكه . مجمل التواريخ در سال 520 هجرى در عهد سلطنت سلطان سنجر و محمود بن ملكشاه تأليف شده و مؤلف خود بارها به اين نكته اشاره كرده است . مؤلف مجمل التواريخ در تأليف كتاب خود نخست به تاريخ سنى ملوك الارص و الانبيا تأليف حمزة بن حسن اصفهانى توجه داشت ليكن تنها باستفادهء از آن كتاب بسنده نكرد بلكه مطالبى بسيار از مآخذ ديگر ، خاصه كتب معتبرى كه در تاريخ يا داستانهاى ملى نوشته شده بود ، از قبيل آثار ابو المؤيد بلخى و تاريخ محمد بن جرير و تاريخ اصفهان و اسكندرنامه و سير الملوك ابن المقفع و شاهنامهء فردوسى و كوش‌نامه و كرشاسپنامه و جز آنها نيز گرفت ، و بسبب همين دقت مؤلف در گرد آوردن مطالب خود از مآخذ گوناگون ، كتاب او حاوى اطلاعاتى شد كه امروز منحصر به آنست خاصه در باب داستانها و تاريخ ايران قديم . همراه اين اطلاعات بسيارى از تركيبات كهن ايرانى و اصطلاحاتى كه به صورت اصلى خود باقى مانده باشد ، درين كتاب بوفور ديده مىشود مانند : « وه‌انديو شاپور » ( - جنديشاپور ) ، ايودات ( - ايوكدات - نخستين گاو ) ، اپرنو و تارت كواد ( ايالتى كه قباد بنوى بنا كرده بود ) ويران كرده ( - ويران كاره ، ويران كار ، لقب اسكندر ) ، اندرواى ( لقب كيخسرو ) ، سكان شاه ( لقب بهرام سوم ، يعنى شاه سيستان ) ، افدم ( آخرين ، لقب اردوان ) و امثال آنها .
هامش
( 1 ) - سوانح چاپ استانبول ص 35 . در اينجا مؤلف تصريح كرد كه اين شعر ازوست و در ايام جوانى گفت .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 935 | ذبيح الله صفا