كه نويسنده قريب العهد به دو بوده است . انشاء كتاب در نهايت روانى و سادگى و دلانگيزى است و بسيارى از كلمات و تركيبات كهن پارسى در آن ديده مىشود « 1 » .
كشف الاسرار
كشف الاسرار و عدة الابرار كه در همين كتاب يك بار ديگر بدان اشاره كردهايم از جملهء مهمترين تفاسير پارسى در اوايل قرن ششم هجرى است . اين كتاب عظيم كه صحائف پارهيى از نسخ آن از دو هزار متجاوز است ، بدست ابو الفضل رشيد الدين الميبدى كه در نيمهء اول قرن ششم هجرى ميزيسته است ، تأليف شد و تاريخ تأليف آن سال 520 هجريست يعنى در اوايل اين سال مؤلف شروع بتحرير كرد و معلوم نيست چند سال بدين كار دشوار سرگرم بوده است . وى در تأليف كتاب خود در حقيقت بشرح كتاب خواجه عبد اللّه انصارى در تفسير قرآن نظر داشته يعنى همان كتاب تفسيرى كه سيوطى بدان اشاره كرده « 3 » و گفته است « . . . فسّر - القرآن زمانا و كان يقول اذا ذكرت التفسير فانما اذكره من مأة و سبعة تفاسير » ، ميبدى در حقيقت تفسير خواجه عبد اللّه انصارى را اساس كار خود قرار داد و آن را بپارسى شرح كرد . مؤلف درين باب در آغاز كتاب خود گفته است « 4 » : من كتاب شيخ الاسلام ابو اسمعيل عبد اللّه بن محمد الانصارى را در تفسير قرآن خوانده و ديدهام كه در آن لفظا و معنى به حد اعجاز رسيده است جز آنكه در آن رعايت غايت ايجاز كرد « فاردت ان انشر فيه جناح الكلام . . . جمعا بين حقائق التفسير و لطائف التذكير . . . و شرعت بعون اللّه فى تحرير ما هممت فى اوائل سنة عشرين و خمس مئة و ترجمت الكتاب بكشف الاسرار و عدة الابرار . . . شرط ما درين كتاب آنست كه مجلسها سازيم در آيات قرآن و در هر مجلس سه نوبت سخن گوييم : اول پارسى ظاهر بر وجهى كه هم اشارت بمعنى دارد و هم در عبارت غايت ايجاز بود ، ديگر نوبت تفسير گوييم و وجوه معانى و قراآت مشهوره و سبب نزول و بيان احكام و ذكر اخبار و آثار و نوادر كه تعلق بآيت دارد و وجوه و نظاير و ما يجرى مجراه ، سه ديگر نوبت رموز عارفان و اشارات صوفيان و لطائف مذكران . . . » . همچنانكه مؤلف خود گفته است در كلام خواجهء
هامش
( 1 ) - رجوع شود به سبكشناسى مرحوم ملك الشعراء بهار ج 2 ص 128 - 151
( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين مجلد ص 257
( 3 ) - طبقات المفسرين چاپ ليدن ، 1839
( 4 ) - نقل باختصار از ص 1 كشف الاسرار چاپ آقاى على اصغر حكمت ، تهران 1331 هجرى .