تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
استيفاء به دو مفوّض بود . وى از همهء امور آنجا و سپاهى و رعيت اطلاع وافر اندوخت ، و در كسب اطلاع از انساب و تواريخ ملوك و پادشاهان از عهد گيومرث تحقيق كافى واجب داشت ، و اخبار ايشان را چنان كه بر آن اعتماد باشد خواند ، و بنابر امر سلطان محمد كه مجموعه‌يى جامع دربارهء پارس ميخواست بتأليف كتاب پرارزش خود در ذكر تاريخ و جغرافياى پارس مبادرت كرد . ابن البلخى در تحرير كتاب خود بمنابعى متقن مانند تاريخ حمزة بن الحسن و تاريخ محمد بن جرير و بسيارى از كتب پارسى و عربى كه برشمردن نام آنها را مايهء درازى سخن دانسته ، نظر داشته است و اين دقت او در گرد آوردن مطالب از مآخذ استوار و مشهور ، باعث شد كه كتابش خود از جملهء بهترين مآخذ در تحقيق تاريخ ايران قديم گردد . وى پادشاهان ايران را پيش از غلبهء تازيان بر چهار طبقه تقسيم كرده است : 1 - پيشداديان 2 - كيانيان 3 - اشغانيان 4 - ساسانيان ، و هم بذكر اسكندر و « روميان كى بعد از اسكندر بودند » يعنى جانشينان يونانى اسكندر ، مبادرت ورزيده است منتهى حكومت آنانرا بعد از اسكندر در ايران سه چهار سال بيش ندانست و مسلما در نقل اين روايت از منابعى كه اصل آنها بعهد ساسانى يا براويان اخبار ايرانى ميرسيد متأثر بود كه بعد از اسكندر همواره در ذكر سلطنت سلوكيان سكوت ميكرده و دورهء تسلط آنان را كوتاه جلوه مىداده‌اند . ابن البلخى ازين طبقات چهارگانه نخست فهرستى براى تشخيص سلسلهء انساب شاهان داده و سپس بذكر يكايك طبقات و از هر طبقه يكايك پادشاهان و تفصيل حكومت آنان پرداخته است . پيش از ورود درين مبحث و بعد از اتمام اين مبحث كه بزرگترين قسمت كتاب وقف بر آن شده است ، مؤلف ذكر فارس و اختصاصات آن و نواحى و بلاد و قبايل و امراى پارسى را بعد از تسلط عرب آورده و نيز شرحى در قانون مالياتى پارس و مقدار عوايد آن داده است . تاريخ تأليف كتاب كاملا محقق نيست ولى مسلما پيش از سال 511 كه سال وفات سلطان محمد است ، نوشته شده زيرا مقدمهء آن بنام اوست ، با تمام القاب