و عناوين و نعوت و دعاء بر خلود دولت وى ؛ و او در عهد سلطنت همين پادشاه همراه خمارتگين با آنكه خراسانى بود مأمور خدمت در پارس شد ، زيرا چنان كه ميدانيم سلاجقه در ابتداء كار خود بدبيران و مستوفيان عراق كه غالبا شيعه يا دوستداران آل بويه بودهاند ، اعتمادى نداشتند و عمال خود را بيشتر از مشرق انتخاب ميكردند « 1 » . پس بايد تأليف كتاب بين 498 - 511 و به ظن غالب در سالهاى آخر سلطنت سلطان محمد و بنا بدستور و امر او صورت گرفته باشد .
نثر فارسنامه ساده و روان و بسيار استوار و خالى از خلل است . امارات كهنگى زبان و انشاء در برخى از موارد كتاب معلوم است و لغات عربى هم در پارهيى از قسمتهاى آن كم نيست و خوشبختانه از كتبى است كه دستبرد نساخ در آن كمتر صورت گرفته است .
مؤلف در سبب تأليف كتاب چنين گفته است :
« چون مقتضى رأى اعلى سلطان شاهنشاهى لازال من العلو بمزيد ، چنان بود كى پارس كى طرفى بزرگ است از ممالك محروسه ، حماها اللّه ، و همواره دار الملك و سريرگاه ملوك فرس بوده است ، روشن گردانيده آيد ، و نهاد و شكل آن و سير ملوك پيشينگان و عادات حشم و رعيت آن و چگونگى آب و هوا و شمار هر بقعتى از آن معلوم كند ، و عبرت آن معاملات بر قانون قديم و قانونى كى اكنون معتبر است ، معين شود تا علم اشرف سلطانى ، زيد شرفا ، بدان احاطت يابد ، فرمان اعلاه اللّه ممتثل گشت به حكم آنك بنده را تربيت پارس بودست ، اگرچه بلخىنژادست و تقدير معاملات و قانون آن بابتداء اين دولت قاهره ثبتها اللّه ، چون ركن الدوله خمارتگين را بپارس فرستاد [ به ] جد بنده بسته است ، و استيفاء آن ولايت و سپاهى و رعيت بر بنده پوشيده نماندست و اين مجموعه را بحسب حال تأليف كرد بر طريق اختصار و ايجاز ، و با آنك بنده آن احوال شناخته است و نيز انساب و تواريخ ملوك و پادشاهان از عهد گيومرث تا آخر وقت بتحقيق دانسته ، و اخبار ايشان چنانك بر آن اعتماد باشد خوانده ، و درين مجموعه فصلى مختصر افزود . . . »
كفاية
اين كتاب در فقه شافعى و از آثار اوايل قرن ششم هجرى و موسوم است به « كفاية فى الفقة » كه به امام البغوى الشافعى ( م . 516 ) منسوبست . راجع به امام محيى السّنة ابو محمد حسين بن مسعود الفرّاء البغوى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 182 - 183