خاص او نگاشته شد ، و بعضى ديگر خطاب بپادشاهان عصر و وزراء و امرا و علماء آن روزگار است . غزالى درين نامهها بيش از ساير منشآت خود روش استناد و تمثل بآيات و احاديث را به كار برده است . بعضى از مشافهات غزالى هم درين مجموعه نقل شده .
مؤلف فضائل الانام كتاب را بر پنج باب قسمت كرده است باب اول نامههايى است كه بملوك و سلاطين نوشته ، باب 2 و 3 نامههايى كه بوزرا و امرا فرستاده و باب چهارم در آنچه بفقها و ائمهء دين نگاشته و باب پنجم در فصول و مواعظ حجة الاسلام است . مؤلف در اوايل ابواب و نامهها و يا بعد از آنها توضيحاتى از خود افزوده است كه از حيث اطلاع بر احوال غزالى اهميت وافر دارد و از جانبى ديگر خود نمونهء خوبى از نثر اوايل قرن ششم است .
در طبعى كه مرحوم مغفور عباس اقبال آشتيانى از كتاب فضائل الانام ترتيب داد رسالهيى را از غزالى در پاسخ سؤالات يكى از شاگردان خود افزوده است . اين رساله نام و عنوان خاصى ندارد ولى خود در حقيقت بمثابت كتاب اندك حجم بسيار فايدهييست .
مقدمهيى هم كه معلوم نيست از كيست ، و شايد از جامع همين فضائل الانام باشد ، بر رساله يا نامهء مذكور افزوده شده است .
فارسنامه
اين كتاب يكى از كتابهاى بسيار معتبر پارسى و از مآخذ مهم و قابل توجه تاريخ ايران پيش از اسلام و جغرافياى سرزمين پارس است . مؤلف اين كتاب را حاجى خليفه « ابن البلخى » ناميده و گفته است « كان مستوفيا بها ( اى بفارس ) فى زمن السلطان محمد السلجوقى » « 1 » . مصنف خود هم اطلاعات كثيرى در بارهء خويش نمىدهد و تنها معلوم ميدارد كه « بلخى نژادست » و از ابتداء دولت سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقى همراه ركن الدوله خمارتگين « 2 » والى پارس در آن ولايت شغل
هامش
( 1 ) - كشف الظنون بند 1215
( 2 ) - وى يكى از هفت والى پارس است كه از آغاز دولت سلاجقه ، بعد از زوال حكومت ديالمه ، تا تشكيل دولت سلغريان در پارس حكومت داشتند . ويرا سلطان محمد سلجوقى بفارس فرستاد ، مردى ضعيف و كمتدبير بود و اعمال فارس در عهد او استقامتى نداشت . رجوع شود به شيرازنامه تأليف ابو العباس احمد بن ابى الخير زركوب شيرازى . تهران 1310 شمسى ص 41 - 42