شيطانيست ، چون در بوتهء مجاهدت نهى ، ازين آميزش و آلايش پاك گردد ، و شايستهء حضرت ربوبيت شود ، و از اسفل السافلين تا با علىعليين ، همه شيب و بالا كار اوست ، اسفل السافلين وى آنست كه در مقام بهايم و سباع و شياطين فرود آيد ، كه اسير شهوت و غضب شود ، و اعلى عليين وى آنست كه بدرجهء ملايكه رسد ، چنان كه از دست شهوت و غضب خلاص يابد ، و هر دو اسير وى گردند و وى پادشاه ايشان گردد ، و چون بدين پادشاهى رسد شايستهء بندگى حضرت الهيت گردد ، و اين شايستگى صفت ملائكه است و كمال درجهء آدمى است ، و چون ويرا لذت انس بجمال حضرت الهيت حاصل شد ، از مطالعهء آن جمال يكساعت صبر نتواند كرد ، و نظاره كردن در آن جمال بهشت وى شود ، و آن بهشتى كه نصيب شهوت چشم و شكم است نزديك وى مختصر شود . و چون گوهر آدمى در اول آفرينش ناقص و خسيس است ، ممكن نگردد ويرا ازين نقصان بدرجهء كمال رسانيدن الا بمجاهدت و معالجت ، و چنان كه آن كيميا كه مس را بصفا و پاكى زر خالص رساند دشوار بود ، و هركسى نشناسد ، همچنان آن كيميا كه گوهر آدمى را از خسيسيّت بهيميّت بصفا و نفاست ملكيّت رساند ، تا بدان سعادت ابدى يابد ، هم دشوار بود و هركسى نداند . و مقصود ازين كتاب شرح اخلاط اين كيمياست كه بحقيقت كيمياى سعادت ابديست ، و اين كتاب را بدين معنى كيمياى سعادت نام كرديم ، و نام كيميا بر وى اوليتر ، چه تفاوت ميان مس و زر بيش از صفرت نيست ، و ثمرت آن كيميا بيش از تنعم دنيا نيست ، مدت دنيا خود چيست ؟ و تفاوت ميان صفات بهايم و صفات ملائكه چندانست كه از اسفل السافلين تا با على عليين . و ثمرت اين كيميا سعادت ابديست كه مدت ويرا آخر نيست ، و انواع نعيم ويرا نهايت نيست ، و هيچ كدورت را بنعيم او راه نيست . . . » اين كتاب چند بار بطبع رسيده است .
نصيحة الملوك : از آثار معتبر فارسى غزالى نصيحة الملوك اوست كه حجة - الاسلام آن را در حدود سال 503 « 1 » براى سلطان سنجر كه ازو بملك مشرق تعبير مىكند نوشت ، يعنى بعد از بازگشت از ملاقات سلطان در دشت تروك ( طروق ) . بنابرين تأليف اين كتاب در اواخر حيات حجة الاسلام صورت گرفته و متضمن انديشههاى او در پايان زندگانى است . موضوع اين كتاب حكمت عملى است كه البته بر مبانى دين بنا شده است و آن روشى را كه در نظاير اين كتب در نزد حكماى مشاء مىبينم با همان نظم دارا نيست . غزالى اين كتاب را در هدايت و راهنمايى پادشاه و درباريان او نوشته نخست از اصول اعتقاد و ايمان سخن گفته و آنگاه ابوابى در
هامش
( 1 ) - فضائل الانام حاشيهء ص 11