تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
به آنها ، على الخصوص در نامه‌ها ، خوددارى ندارد ليكن اين امر و اطلاع بسيار زياد او از ادب عربى و علوم شرعى هيچگاه باعث نشده است كه بايراد كلمات دشوار عربى يا امثال و اشعار عرب جز در موردى كه لازم و ضرور است مبادرت كند . سادگى سخن غزالى همه جا با قدرت فكر و دقت تعبير و قوت استدلال و تمثيلات و تشبيهات لطيف همراه و هميشه جذاب و دل‌انگيز است خاصه كه با چاشنى عرفان همراه و از لطف افكار پشمينه‌پوشان خانقاهى هم برخوردار است . كيمياى سعادت : در ميان اين آثار مهمتر از همه كيمياى سعادت است . اين كتاب خلاصه‌يى از احياء العلوم است و غزالى آن را بعد از بازگشت از سفر ده سالهء خود ميان سالهاى 490 - 500 هجرى نوشت . غزالى اين كتاب را در چهار عنوان و چهار ركن نهاده است . چهار عنوان در « شناختن نفس خويش » و « شناختن حق تعالى » و « شناختن دنيا » و « شناختن آخرت » و چهار ركن در عبادات ، معاملات ، بريدن عقبات راه دين ، و منجيات است . غزالى اين عنوانها و ركنها را بدان نظر ترتيب داد كه كيمياى سعادت را بدست خواننده دهد تا او به يارى آن كيميا خود را از صفات نقص پاك و برهنه كند و بصفات كمال آراسته شود ، از همه چيزها گسسته گردد و خود را بتمامى بخداى دهد و در او خرد و ناچيز شود . يعنى به همان سعادت غائى كه صوفيان ميخواهند برسد . پس مىبينيد كه غزالى اگرچه كتاب خود را به ظاهر چون يك كتاب اخلاق نوشته و آن را مبتنى بر دين كرده ، در حقيقت نظر خانقاهيان را در آن دنبال نموده و انديشهء خود را ، بدانگونه كه بعد از انقلاب احوال يافته بود ، در آن به كار برده است . غزالى در ذكر اينكه چرا اين كتاب را كيمياى سعادت نام نهاده است چنين گويد : « بدانكه آدمى را ببازى و هرزه نيافريده‌اند ، بلكه كار وى عظيم است و خطر وى بزرگ ، چه اگر وى ازلى نيست ، ابديست ، و اگرچه كالبد وى خاكى و سفلى است ، حقيقت روح وى علوى و ربانيست ، و گوهر وى اگرچه در ابتدا آميخته و آويخته بصفات بهيمى و سبعى و