از مجموع اين اطلاعات نيك دريافته مىشود كه در اين عهد غلامان خاصه غلامان ترك كه عددشان از همه بيشتر و فراهم آوردن آنان از سرحدات ماوراء النهر و خراسان بسيار سهل بود ، همه جاى ايران را از دربارهاى پادشاهان و اميران و دستگاههاى وزيران و رجال تا خانههاى اكابر و اشراف و متمكنين فروگرفته بودند ، ليكن بيشتر نفوذ آنان در دستگاههاى دولتى بود كه براى جنگ و اخذ ماليات و عوارض و نظاير اين كارها مورد استفاده قرار مىگرفتند و البته از جور و عدوان نسبت بمردم دريغ نميكردند و مردمان را رنجها ميرساندند و مالها مىستاندند چنان كه براى دويست دينار غلامى ميرفت و پانصد دينار از براى اصل و مزد مىستاند و مردمان در اين حال درويش و مستأصل ميشدند « 1 » .
قبايل ترك
با آنكه عدد غلامان و كنيزكان ترك از خلخى و تاتار و غز و قفچاق و يغما و تبتى و چگلى و جز آنان در اين عهد بسيار بوده است با اينحال در جنب پيشرفت و نفوذ قبايل زردپوست در داخلهء ماوراء النهر و خراسان و ساير نواحى اهميت آنان را به چيزى نميتوان گرفت زيرا در اين دوره بسيارى از قبايل و اقوام كوچك يا بزرگ ترك در اقطار و انحاء ايران پاى نهاده و توطن اختيار كرده بودند چنان كه بايد اين عهد ممتد را كه نزديك دو قرن است دورهء انتشار قبايل زردپوست در تمام آسياى مركزى و در خاورميانه و آسياى صغير دانست و دورهء بعد يعنى دورهء حملات مغول و تاتار را دنباله و تكملهء اين عهد شمرد .
در تاريخ ايران و ممالك اسلامى هر وقت نام ترك بياوريم مراد قبايل زردپوستى هستند كه تا اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم از حدود ماوراء النهر و خراسان بر ايران مىتاخته و همگى از اقوام زردپوست « اورال و آلتائى » بودهاند . كلمهء ترك را بعضى بمعنى قوت و نيرو آوردهاند و ظاهرا در آغاز امر بيشتر معنى سياسى داشت تا نژادى ، و در برابر آن معمولا كلمهء اوغوز ( غز ) و تغوز ( تغز ) بعنوان دشمنان ترك و رؤساى آنان به كار برده ميشد .
هامش
( 1 ) - سياستنامه چاپ مرحوم عباس اقبال ص 89