تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
نشست و تا سال 500 درين سمت باقى بود و در آن سال بطوس بازگشت و در خانقاه و مدرسه‌يى كه نزديك خانهء خود داشت بارشاد و تعليم شاگردان اشتغال ورزيد و ديگر دعوتهاى مبرم سلاطين و رجال را براى تدريس در مدارس نظاميه نيشابور يا بغداد نپذيرفت و بدرگاه سلاطين نرفت و از هيچ‌كس مالى نپذيرفت و همچنان در زهد و قناعت بزيست تا در سال 505 در طوس درگذشت و در طابران به خاك سپرده شد . از عجايب امور آنست كه غزالى كه يكچند در صدد تكفير علماء اوايل برآمده و بشدت بر آنان تاخته بود ، خود بعد از بازگشت از سفر ده ساله و اظهار مقالات جديد ، كه چاشنى عرفان داشت ، دچار حملات سخت متعصبان خراسان شد چنان كه ملحد و زنديقش خواندند و از راههاى گوناگون در صدد ايذاء او برآمدند و اين معنى را جامع مكاتيب غزالى بنام فضائل الانام در مقدمهء آن مجموعه بتفصيل آورده است . بغزالى اشعارى بپارسى نسبت داده‌اند و از آن جمله است اين رباعى :
كس را پس پردهء قضا راه نشد * وز سرّ قدر هيچكس آگاه نشد هركس ز سر قياس چيزى گفتند * معلوم نگشت و قصه كوتاه نشد
* * *
ما جامه نمازى بسر خم كرديم * وز خاك خرابات تيمّم كرديم شايد كه درين ميكده‌ها دريابيم * آن عمر كه در مدرسه‌ها گم كرديم
كتب مهم غزالى را كه بتازى و در مسائل مختلف كلام و تفسير و تصوف و امثال آنهاست ، پيش ازين بتفاريق ذكر كرده‌ايم . از آثار مهم او بپارسى يكى مجموعهء مكاتيب پارسى اوست و ديگر كيمياى سعادت و ديگر نصيحة الملوك . غزالى قطع‌نظر از وجوه مختلف اهميتى كه دارد ، در نثر فارسى نيز داراى مقام و مرتبهء خاصى است . وى نثر بسيار شيوا و پخته و ساده و گيرا و پرمغز دارد . روانى كلام او بىنهايت است و افكار او را حتى در مواردى كه دست باستدلالات عقلانى مىزند در نهايت آسانى بيان مىكند ، با اينحال رعايت ايجاز از اختصاصات اين نويسنده است و اين خود ارزش كلام او را صدچندان مىكند . از ايراد آيات و اخبار و استدلال
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 922 | ذبيح الله صفا