چنين است كه او بسال 450 هجرى در طابران طوس ولادت يافت . پدرش محمد بن محمد مردى متعبّد بود و بافندگىپيشه داشت و لقب غزّالى از همين پيشهء پدر او است .
محمد دو پسر داشت يكى محمد و ديگرى احمد . اين هر دو پسر بعد از فوت پدر در تعهد و نگاهداشت ابو حامد احمد بن محمد رادكانى قرار گرفتند . محمد غزالى از رادكانى مقدمات علوم دينى و ادبى را هم در كودكى فراگرفت و بعد از چندى تحصيل در طوس و جرجان بنشابور رفت و در خدمت امام الحرمين ابو المعالى جوينى فقيه و متكلم بزرگ شافعى به تحصيل پرداخت و فنون جدل و خلاف و كلام و مقدماتى از فلسفه را بياموخت و هنوز بيش از بيست و هشت سال از عمر او نگذشته بود كه در علوم و فنون متداولهء زمان يعنى در ادب و فقه و اصول و حديث و درايت و كلام و جدل و خلاف و امثال اين علوم ادبى و شرعى استاد مسلّم گرديد و با اينحال تا سال فوت ابو المعالى جوينى ( 478 ) خدمت او را ترك نگفت و بعد از آن در نزديكى نيشابور به خدمت خواجه نظام الملك طوسى كه آوازهء فضل ويرا شنيده بود ، پيوست . نظام الملك مقدم او را گرامى داشت و در محضر خود مناظرهيى ميان او و فقها ترتيب داد و بر ميزان فضيلتش آگاه شد و هشت سال بعد منصب تدريس در نظاميهء بغداد به دو محول گشت در حالى كه تازه به سى و پنج سالگى رسيده بود . غزالى از 484 چهار سال در بغداد بتدريس و تذكر و وعظ و مناظره و تأليف و تصنيف اشتغال داشت و در همين مدت سرگرم مطالعه در كتب فلاسفه خاصه ابو على سينا نيز بود .
در سال 488 يعنى در 39 سالگى غزالى تحولى در روح او پديد آمد چنان كه دست از مقامات دنيوى برداشت ، برادر خود احمد غزالى را در تدريس نظاميه جانشين خود قرار داد ، و در ظاهر به قصد سفر حج و در باطن بانديشهء سير و سلوك و مجاهدت و رياضت ، از بغداد بيرون رفت و از سال 488 تا ده سال در بلاد شام و جزيره و بيت المقدس و حجاز بسر برد و در تمام اين مدت پيوسته بزهد و رياضت و تأليف و تصنيف اشتغال داشت تا در 498 بطوس بازگشت و يكسال بعد بدرخواست سلطان سنجر و الزام وزيرش فخر الملك بن نظام الملك ( م . 500 ) از طوس بنيشابور رفت و در نظاميهء آنشهر بتدريس
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 921
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٩٢١