گويندگان قرن چهارم و اوايل قرن پنجم را كه فراموش شده بودند يا ابيات بسيار معدودى از آنان در دست بود بدست ميآوريم .
نويسندهء كتاب در آغاز آن گفته است : « چنين گويذ محمد بن عمر الرادويانى كى تصنيفها بسيار ديذم مردانشيان هر روزگارى را اندر شرح بلاغت و بيان حال صناعت و آنچ از وى خيزد و بوى آميزد ، چون عروض و معرفت القاب و قوافى ، همه بتازى ديذم ، و بفايدهء وى يك گروه مردم را مخصوص ديدم ، مگر عروضى كى ابو يوسف و ابو العلاى شوشترى بپارسى كردهاند . و اما اندرين دانستن اجناس بلاغت ، و اقسام صناعت ، و شناختن سخنان با پيرايه ، و معانى بلندپايه ، كتابى نديذم بپارسى كه آزاذه را مونس باشذ و فرزانه را غمگسار و محدث بود ، و از كاهلى چندبار منتظر بوذم . گفتم مگر اين عمل بر دست هنرمندى برآيذ ، تا چون منى اندر صناعت خدمتى بيشتر ناكرده استاذان را ، بصف مصنفان ايستاذه نيايذ . ليكن انتظار را كرانه نديذم ، ايراكى امروز هر گروهى مدعيان اين نوعاند ، و خويشتن را ازين طبقه بشمرند ، چون دانش را به سنگ كردم ، بيشتر اندر دعوى غالى ديذم و از معنى خالى ، مجازشان از حقيقت افزون و پاى از دايرهء صواب بيرون ، پس دانستم بيقين كى ازين چنين تأليفى بسامان نيز هم نيكو راه نبرند و از دقايق حقايق و نظم و نثر بدرستى و راستى نشان ندهند ، گفتم كى بدان قدر كى مرا فراز آيذ ازين علم بدين كتاب جمع كنم و بتصنيف شافى بيارايم و اجناس بلاغت را از تازى بپارسى آرم و مثال هر فصلى علىحده از گفتار استاذان بازنمايم تا رهنماى باشد هنرآزماى را و سخنپيماى را ، و از ايزد تعالى جده توفيق خواستم ، و دست عزيمت را بقلم امضا پيوستم و روزگار اندك را از پس اين شعل كردم ، و با مسموع و مطبوع خويش بسيار ديوانها ضمّ كردم ، تا يك راه اين كتاب را بسر بردم باب بر عقبى باب با شرح ، و فصلى چند كى معروفتر بوذ اندر جملهء بدايع و نزديكتر بوذ به طرف طبايع ، جون ترصيع و تجنيس و تشبيه و تقسيم و استعارت و اشتقاق و اعراق و نظاير و امثال وى بيشتر ديذم و بيشتر آوردم و يكيك بيت هزل و طيبت نيز از وى دور كردم تا همهء دواعى انس اندر وى موجود بوذ ؛ همچنان كى دل را اندروى بهرهء دانش بوذ ، تن را رامش بوذ و عامهء بابهاى اين كتاب را بر ترتيب فصول محاسن الكلام كى خواجهء امام نصر بن الحسن رضى اللّه عنه « 1 » نهاذه است تخريج كردم و از تفسير وى مثال گرفتم و لقبش را ترجمان البلاغة اختيار كردم . . . »
هامش
( 1 ) - از محاسن الكلام تأليف نصر بن الحسن المرغينانى نسخهء منحصرى در كتابخانهءEscurialاسپانيا موجود است . رجوع شود بمقدمهء فارسى آقاى احمد آتش بر كتاب ترجمان - البلاغة ص « ىا »