است « 1 » ليكن پيدا شدن نسخهيى معتبر و منحصر ازين كتاب در ضمن نسخ خطى كتابخانهء فاتح استانبول كه بسال 507 هجرى استنساخ شده و تاريخ استنساخ آن يك قرن مقدم بر معجم الادباء است ، اين سهو را جبران كرده است . در نسخهء مذكور كه آقاى احمد آتش استاد دانشگاه استانبول آن را بسال 1949 بطبع رسانيده است ، كاتب در پشت نسخه آن را « تصنيف محمد بن عمر الرادويانى » دانسته است و مصنف نيز خود را در آغاز نسخه معرفى كرده و گفته است « چنين گويذ محمد بن عمر الرادويانى . . . » و با اين تصريح و با قدمت نسخه و صحت آن ديگر جاى شبههيى در عدم انتساب اين كتاب بفرخى باقى نمىماند . اما ازين محمد بن عمر الرادويانى اطلاعى در دست نيست و فقط مسلم است كه او در نيمهء دوم قرن پنجم هجرى ميزيست و بشاعران دورهء اول غزنوى قريب - العهد بود زيرا آخرين شاعران مذكور در كتاب او كه اشعارشان را باستشهاد آورده ، گويندگان عهد محمود و مسعودند و از طرفى ديگر چون نسخهء مذكور درست در آغاز قرن ششم نوشته شده بنابرين تأليف آن نميتواند مؤخر از اواخر قرن پنجم باشد اينست كه بايد حدس زد كتاب ترجمان البلاغة در اواسط قرن پنجم يعنى درست در آغاز دورهيى كه مطالعه مىكنيم ، يا بين آن تاريخ و اواخر قرن پنجم تأليف شده باشد .
نسخهء موجود اين كتاب به خط ابو الهيجا اردشير بن ديلمسپار القطبى الشاعر در رمضان سال 507 نوشته شده و او همانست كه اسدى طوسى با او در آذربايجان آشنايى داشته و شايد استاد او بوده و ويرا « فرزند حكيم » خود شمرده و چنين ياد كرده است « پس فرزندم حكيم جليل اوحد اردشير بن ديلمسپار النجمى الشاعر ادام اللّه عزّه از من كه ابو منصور على بن احمد الاسدى الطوسى هستم لغتنامهيى خواست . . . » « 2 »
رادويانى در هريك از صنايع بعد از مختصرى كه در شرح آن آورده بذكر شواهد متعدد از شاعران با ذكر نام آنان مبادرت جسته است و اين همچنانكه گفتهايم از محاسن فراموش ناشدنى كتاب اوست زيرا ازين راه اشعار عدهيى از شاعران و نام بسيارى از
هامش
( 1 ) - معجم الادباء ياقوت چاپ مصر ج 19 ص 29 : تذكرة الشعراء دولتشاه چاپ هند ص 32
( 2 ) - لغت فرس چاپ مرحوم اقبال آشتيانى ص 1 - 2