تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
ازين ترجمه نيز نسخى در دست است كه با يكديگر خالى از اختلاف نيستند . اين ترجمه چنين آغاز مىشود : « پاكا ، پادشاها ، ايزد كامكار ، خداوندى كه آغاز همه چيزها ازوست ، و بازگشت و انجام همه چيزها بدوست ، و ايزد جلّ جلاله جوهر نيست كه بپذيرفتن اضداد متغير گردد ، و عرض نيست كه وجود جوهر پيش از وجود وى بود ، بكميتش وصف نكنند تا تقدير پذيرد ، و اجزائش باشد ، و نه بكيفيت تا مانندش بود . . . »

ترجمان البلاغة

از جملهء كتب معتبرى كه بعد از تأليفات بهرامى سرخسى « 1 » و ابو يوسف ( يا يوسف ) عروضى « 2 » و ابو العلاء شوشترى « 3 » به زبان پارسى در علم بلاغت نوشته شده ، كتاب ترجمان البلاغة است در بعض مباحث معانى و بيان وعده‌يى از صنايع لفظى و معنوى كه در سخن ميآيد . و علاوه بر ذكر اين ابواب بسبب اشتمال بر اشعار و اسامى شاعران قرن چهارم و اوايل قرن پنجم شامل فوايد بسيار در مطالعات مربوط بتاريخ ادب پارسى است . از جملهء كسانى كه ازين كتاب فوايد بسيار برگرفته رشيد الدين وطواط است كه بسيارى از توضيحات و شواهد مذكور در كتاب حدائق السحر را از آن استفاده كرده است و با اين حال از آن كتاب بنيكى ياد ننموده و گفته است كه روزى اتسز خوارزمشاه مرا بخواند و « كتابى در معرفت بدايع شعر پارسى كى آن را ترجمان البلاغة خوانند به من نموذ ، نگاه كردم ، ابيات و شواهد آن كتاب را بس ناخوش ديذم ، همه از راه تكلف نظم كرده ، و بطريق تعسّف « 4 » فراهم آورده و با اين همه از انواع زلل و اصناف خلل خالى نبوذ » « 5 » . دربارهء مصنف ترجمان البلاغه قرنها يعنى از اوايل قرن هفتم كه دورهء تأليف معجم الادباء ياقوت است تاكنون چنين تصور ميشد كه آن كتاب از فرخى شاعر سيستانى
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 30 ( 2 ) - ترجمان البلاغة ص 2 ؛ المعجم ص 270 ( 3 ) - ترجمان البلاغة ص 2 ( 4 ) - تعسف : سخن دور از صواب و حقيقت گفتن ( 5 ) - حدائق السحر ص 1