تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
تنوع موضوع ، در ميان كتب فارسى كم‌نظير است و همچنانكه در خاتمهء كتاب آمده « درين كتاب هم پند است و هم مثل است و هم تفسير قرآن و هم اخبار حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم و قصص انبياء عليه السلام و هم سيرت و حكايت پادشاهان عادلست . از گذشتگان خبر است و از ماندگان سمر است و با اين همه درازى مختصر است . و شايستهء پادشاه دادگر است . » سياستنامه مخصوصا از لحاظ سادگى انشاء و روانى آن قابل توجهست . كلام نويسنده درين كتاب بدرجه‌يى از روانى است كه هنوز بعد از گذشت صدها سال طراوت و تازگى خود را از دست نداد . درين نثر روان فصيح و منسجم هيچ كلمه بىمورد نيامده و دور از لزوم نيست و جمله‌هاى كوتاه و صريح آن هيچگونه ابهامى در معنى باقى نگذاشته است . درين باب ترديدى نيست كه سياستنامه در بسيارى از موارد با اشتباهات تاريخى همراهست اما اين نكته را هم نميتوان انكار كرد كه بسيارى از اطلاعات مهم تاريخى در آن گرد آمده است و اگرچه مقصد غايى نويسنده گرد آوردن اطلاعات تاريخى درين كتاب نبود ، ليكن او بمناسبت هرجا كه لازم بود حكايتى از حوادث تاريخى و سياسى ايران در دوره‌هاى مقدّم ذكر كرده است تا درسهاى عبرتى در كار جهاندارى باشد و همين حكايات تاريخى در برخى از موارد حاوى اطلاعاتى است كه در جاى ديگر به تفصيلى كه در سياستنامه مىبينيم ، ملاحظه نميشود . نكتهء ديگرى كه در سياستنامه قابل ذكر ميتواند بود ، آنست كه از آن ميتوان اطلاعات ذيقيمتى در باب تشكيلات سياسى و مملكتى ايران در دورهء پيش از غلبهء مغولان و خاصه در دورهء سلجوقيان بزرگ بدست آورد و اين جنبهء خاص است كه سياستنامه را در شمار كتب معرّف فرهنگ و تشكيلات اجتماعى ايران ، در عهود قديم ، قرار مىدهد . تأليف اين كتاب باشارهء سلطان ملكشاه بوده است و اين معنى از اشارهء صريح خواجه در مقدمهء كتاب برميآيد آنجا كه گفته است : « . . . بنده را فرمود كه بعضى از سير نيكو ، از آنچه پادشاهان را از آن چاره نباشد ، بنويس و هرچيزى كه پادشاهان به كار داشته‌اند و اكنون شرط آن بجاى نمىآرند ، چه پسنديده و چه ناپسنديده ، آنچه بنده را از ديده و دانسته و
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 906 | ذبيح الله صفا