در ميهنه و نشابور هم زيارت كرد « 1 » . نظام الملك در يازده سالگى قرآن فراگرفت و سپس در طوس و نشابور و مرو فقه شافعى و حديث آموخت و چندى بعد در شهر بلخ به خدمت ابو على بن شاذان درآمد و بدبيرى وى اشتغال جست ، و چون ابو على بعد از استيلاى سلجوقيان بر بلخ سمت وزارت جغرى بيك يافت ، نظام الملك را هم در خدمت خود باقى گذاشت و بدبيرى البارسلان گماشت . بعد از آنكه البارسلان بجاى پدر خود حكومت همهء خراسان يافت ، نظام الملك را در سال 451 بوزارت برگزيد . و چهار سال بعد يعنى بعد از وفات عم خود طغرل ( 455 ) و ارتقاء بمقام سلطنت و خلع عميد الملك كندرى ، نظام الملك را بجاى او وزارت ممالك سلجوقى داد ( يكشنبه 13 ذى الحجهء سال 455 ) و ازين پس نظام الملك همواره در مقام خود باقى بود تا در سال 485 بر اثر اختلاف با تركان خاتون بر سر جانشينى ملكشاه و ترجيح بركيارق بر محمود ، و سعايت مخالفان ، بقولى از وزارت بر كنار شد و يا بنابر بعض اقوال دست او را از كارها كوتاه كردند ، و اندكى بعد در راه بغداد بدست يكى از فدائيان حسن صباح بنام بو طاهر ارّانى بقتل رسيد ( دهم رمضان سال 485 ) . مجموع مدت وزارت نظام الملك سى سال بود و درين مدت خواجه در حل و عقد امور كشور دخالت مستقيم داشت و بسيارى از فتوحات سلاجقه و پيشرفتهاى سريع آنان در امور داخلى مملكت مديون لياقت و كياست او بود و به همين سبب با مرگ او شيرازهء كار سلاجقه از هم گسيخته شد و كارى كه او بنظام آورده بود از نظم و نسق افتاد .
خواجه نظام الملك از باب ارادتى كه بفقها و متصوفه داشت ، مدارس و خانقاههاى بسيار بنا نهاد كه ما پيش ازين بدانها اشارت كردهايم . وى همواره فقها و عرفا را به خود نزديك و از جوائز و نفقات فراوان و مستمر برخوردار ميكرد .
تجاربى كه نظام الملك در ساليان ممتد وزارت فراهم آورده بود ، در كتابى بنام سياستنامه يا سير الملوك يا پنجاه فصل جمع شده است و امروز يكى از جملهء بهترين آثار ادبى فارسى شمرده مىشود . اين كتاب در سلاست انشاء و جزالت عبارت و روشنى مطالب و
هامش
( 1 ) - اسرار التوحيد ص 98 - 99 و 194 - 195