و ظن چنانست كه هيچكس پس من يك ماه شغل جهان بر نظام راست نتواند راندن . . ، من رفتم و خلايقى انبوه ، خرد و بزرگ ، بيشتر از آن اطفال ، گذاشتم . در معنى ايشان اعتماد بر فضل ايزد تعالى است ، ديگر بر حسن رأى سلطان . . . كه حال و دخل من پوشيده نبوده است ، بحيلت و نام و ننگ روزگار همى گذاشتهام و به ظاهر تجملى و ستورى و كلوخى و غلامى همى داشتهام كه ازين چاره نبوده است ، اما در باطن من هيچ نبوده است و نيست . . . »
آثار شهمردان بن ابى الخير
وى از منجمين و علماى ايران در اواخر قرن پنجم است كه ازو دو كتاب در دست داريم يكى روضة المنجمين كه بسال 466 نوشت و ديگرى نزهتنامهء علايى كه بنام علاء الدوله خاصبك ابو كاليجار كرشاسف بن على بن فرامرز بن علاء الدوله محمد بن دشمنزيار كاكويه تأليف شده است .
تأليف نزهتنامه بايد بعد از سال 488 اتفاق افتاده باشد زيرا دورهء امارت كرشاسف بن على ازين سال ببعد است كه پدرش در جنگ ميان بركيارق و تتش بقتل رسيد « 1 » و بنا بر بعضى قرائن تأليف كتاب بين سال 506 و 513 صورت گرفته است « 2 » . نثر اين هر دو كتاب كهنه و روان و داراى همان اختصاصات كتب مشهور اواخر قرن پنجم است .
نويسنده كوشيده است كه در كتابهاى خود « سخنهاى متداول » به كار برد يعنى از آوردن « درى ويژهء مطلق كه از تازى دشوارتر است » اجتناب كند و به همين سبب كتابهاى او از نقصهايى كه در ديگر كتب علمى همزمان وى وجود دارد يعنى تعمد درآوردن كلمات درى حتى در مواردى كه كار بترجمه از اصطلاحات عربى بكشد ، بر كنار است . وى در آغاز روضة المنجمين گفته است :
« و بيشترين سببى اندر جمع اين كتاب آن بود كه بيشتر تصنيفها كه همى بينيم آنست كه حشو از نكت فزونتر است ، و اين از چند سبب مىافتد ، اولا آنچه مؤلف دعوى آن مىكند كه من آنچنان مشروح بگويم كه از اصل باستاد حاجت نباشد ، و اين محال انديشهيى بود چه بر همه حال تا بنياموزد ضبط آن معنى نتواند كردن . دوم آنكه چون فصلى همى گويد علم خويش اندر آن ميانه عرض كند و پايهء خويش بنمايد بفزونى ، لاجرم خواننده و متعلم
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 39
( 2 ) - زيرا از كتاب كائنات جو ابو حاتم اسفزارى كه بعد از سال 506 فوت كرده است در نزهتنامه استفاده شده و از جانبى ديگر اين كتاب بنام كرشاسف بن على است و او در سال 513 بفرمان سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه مقيد و محبوس شد ( آقاى مدرس رضوى . مقدمه آثار علوى )