در مباحث مختلف وارد شود و مقدمات غالب فنون را با بيانى ساده و روشن بيان كند .
وى اين كتاب را بدان قصد نوشته است كه اگر فرزندش بعد ازو امارت را حفظ كند و يا باضطرار كارهاى ديگر بپذيرد چگونه آنها را بادا رساند ، و نيز درين كتاب به قصد تربيت فرزند همهء رسوم را اعم از رسوم لشكركشى ، مملكتدارى ، اجتماعى و علوم و فنون متداول زمان ، مورد بحث قرار داده است و از همينجاست كه كتاب او حاوى اطلاعات ذيقيمت و متنوعى در مسائل مختلف مربوط بفرهنگ و آداب و عادات ايران در قرن پنجم گرديده و ازين حيث الحق منحصر است .
روش انشاء عنصر المعالى درين كتاب همان شيوهء نثر مرسل فارسى است كه در قرن چهارم و پنجم معمول نويسندگان بوده است و اگر اختصاصى درين انشاء بخواهيم ، بايد آن را در كهنگى زبان و علاقهء مؤلف آن بآوردن بسيارى از اصطلاحات و تعبيرات و تركيبات به صورتى كه در زبان فارسى اوايل قرن پنجم متداول بوده است بدانيم ، و با آنكه كتاب قابوسنامه تقريبا همعهد با سياستنامه است ليكن زبان و انشاء آن خيلى كهنهتر از آن به نظر مىرسد .
گويا نويسنده به همان نحو كه از متن كتاب برميآيد « 1 » اين كتاب را « نصيحتنامه » ناميده بود و محمد عوفى هم در جوامع الحكايات آن را بعنوان نصايحى كه كيكاوس به فرزند خود كرده بود ذكر مىكند و گويا اسم « قابوسنامه » بعدى باشد .
عنصر المعالى خود قصد خويش را از تأليف كتاب و چگونگى ختم و سال اتمام آن در كتاب قابوسنامه آورده و بهتر است كه براى اطلاع نكات مذكور را از همان كتاب نقل كنيم . وى در آغاز كتاب نوشته است :
« چنين گويد جمعكنندهء اين كتاب امير عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار ، مولى امير المؤمنين ، با فرزند خويش گيلانشاه ، كه بدان اى پسر . . . . چون من نام خويش در دايرهء گذشتگان ديدم مصلحت چنان ديدم كه پيش از آنكه نامهء عزل به من رسد نامهيى اندر نكوهش روزگار و سازشكار پيش از بهرهيى از نيكنامى ياد كنم و ترا از آن بهرهمند كنم ، بر موجب مهر پدرى ، تا پيش از آنكه دست زمانه ترا نرم كند ، خود به چشم عقل
هامش
( 1 ) - قابوسنامه ص 6