تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
مسلما براى او و ساير افراد خاندانش دستگاه سلطنت و حكومت چنان كه در سابق الايام داشتند ، باقى نمىماند . برخى « 1 » چنين انديشيده‌اند كه عنصر المعالى بعد از بازگشت از گنجه باز بدربار غزنويان رفت و چندى در خدمت امير شيرزاد بن مسعود بن ابراهيم غزنوى كه از حدود 492 تا حدود 508 در زمان سلطنت پدر حكمران هندوستان بوده است ، بسر ميبرد و باشعارى از مسعود بن سعد سلمان استناد كرده‌اند كه در آن ذكر اميران دربار شيرزاد رفته و از آن ميان به « امير كيكاوس » نامى كه شجاع و جوانمرد و شاعر و مطلع از علوم بوده است ، اشاره شده است « 2 » و اگر اين انديشه را صواب بدانيم بايد قبول كنيم كه امير عنصر المعالى كيكاوس تا اواخر قرن پنجم ( بعد از حدود سال 492 ) يا اوايل قرن ششم ( پيش از حدود سال 508 ) زنده مانده باشد . وفات او را ابن اسفنديار « 3 » در سال 462 نوشته و اين قول نه تنها با انديشهء مذكور سازگار نيست بلكه با آغاز تأليف كتاب قابوسنامه در سال 475 هم سازش ندارد . عنصر المعالى پسرى بنام گيلانشاه داشته است كه كتاب قابوسنامه را براى او نوشت . ابن اسفنديار گويد « . . . و پسر او ( يعنى پسر عنصر المعالى ) گيلانشاه بولايت او بنشست اما اندك مواضعى به تصرف ايشان ( يعنى زياريان ) مانده بود كه امراى سلجوقى بازستانده بودند و بعد از آنكه سلطان طغرل از راه گرگان بطبرستان آمد و مال و خراج بستاند بهر ناحيت عليحده وكيل و نايب بنشاند . . . » « 4 » عنصر المعالى چنان كه از قابوسنامه بصراحت آشكار است مردى دانشمند و مطلع از غالب فنون عهد خود بود و همين وسعت اطلاع باعث شد كه بتواند در قابوسنامه
هامش
( 1 ) - آقاى سعيد نفيسى . رجوع شود بمقدمهء قابوسنامه چاپ وزارت فرهنگ ( سال 1320 ) ص 22 مقدمه ( 2 ) -در برابر امير كيكاوس * خوب و رنگين نشسته چون طاوس . . .رجوع شود بديوان مسعود سعد سلمان چاپ مرحوم رشيد ياسمى ص 597 - 598 ( 3 ) - تاريخ طبرستان ج 2 ص 18 ( 4 ) - ايضا همان صحيفه