تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
او و آنگاه بينى و لب و دندان و موى وى را بدقت نگريست تا نيكو چشم و مليح بينى باشد و در لب و دندان او حلاوت و در پوست او طراوتى بود . علاوه بر اين بعضى بفربهى و لاغرى تن و اطراف بندگان نيز مينگريستند و بهرحال همهء اعضاء و همهء اندام بنده را وارسى ميكردند تا علامتى را كه براى هر دسته از بندگان معلوم شده در او بيابند زيرا هر دسته از غلامان علائمى خاص داشتند كه خريدار مطلع و متخصص ميبايست آنها را ملحوظ دارد . مثلا غلامانى كه براى « علم آموختن و كدخدايى فرمودن چون كتابتى و خازنى » خريدارى ميشدند ميبايست راست‌قامت و معتدل گوشت و معتدل‌رنگ و گشاده ميان انگشتان و پهن‌كف و پهن‌پيشانى و شهلاچشم و گشاده‌ابرو و خنده‌ناك باشند . و آنكه براى ملاهى ميخريدند ميبايست نرم گوشت و كم‌گوشت نه فربه و نه لاغر و باريك‌انگشت باشد . و آنكه براى جنگاورى ميخريدند بايست سطبرموى و تمام‌بالا و راست‌قامت و قوىتركيب و سخت‌گوشت و سطبراستخوان و سخت‌مفاصل و كشيده‌عروق و رگ و پى بر تن او پيدا و انگيخته و سطبرانگشت و پهن‌كف و فراخ‌سينه و كتف و سطبرگردن و گردسر و پهن‌شكم و برچيده‌سربن و كشيده‌روى و سرخ‌چشم باشد . شرط مهم ديگر غلام آن بود كه بيمار يا در مظان بيمارى نباشد و براى آنكه ازين حيث اطمينان حاصل شود غلام را بدقت معاينه ميكردند . غلامان را براى جنگاورى ، معاشرت ، خدمتگزارى در خانه و سراى زنان ، خنياگرى ، طباخى ، فراشى ، حاجبى ، ستوربانى و امثال اينها ميخريدند و ممكن بود خواجه‌يى بندهء خود را به ديگرى بفروشد و ازو چون فروش ضياع و عقار فايده برگيرد . اجناس غلامان عبارت بود از ترك و ارمنى و رومى و هندى و حبشى و نوبى . جنس ترك خود بر نه نوع بود كه از جملهء ايشان از همه بدخوتر خفچاق و غز بودند و از همه خوشخوىتر و فرمانبردارتر ختنى و خلخى و تبتى و از همه سست‌تر و كاهلتر چگلى و از همه بلاكش‌تر و سازنده‌تر تاتار و يغما . اجناس غلامان ترك از همه مطبوع‌تر و نيكوتر شمرده ميشدند « چنان كه چون در ترك
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 75 | ذبيح الله صفا