با جام باده هريك در بزمگه سروشى * با دست و تيغ هريك در رزمگه سپاهى . . .
تا باده ده شماييد اندر ميان مجلس * از باده توبه كردن نبود مگر گناهى . . .
از تيزى سنانتان هر ساعت از سنائى * آهى همى برآرد جانى ميان آهى
از خاقانى :
خسروا خاقانى عذرا سخن هندوى تست * هندويى را ترك عذرا دادى احسنت اى ملك
او غلام داغ بر رخ عنبر درگاه تست * عنبرى را درّ دريا دادى احسنت اى ملك
خادمش گردند خاتونان خرگاه فلك * تا ورا خاتون يغما دادى احسنت اى ملك
گذشته از اين شهرت بعضى از امراى ترك يا غلامانى كه بمقامات بلند رسيده بودند ، باعث شد كه معانى نامهاى آنان مضامينى در شعر فارسى ايجاد كند چنان كه در اين دو بيت از خاقانى ملاحظه مىكنيم :
بر قرا خان شب و آقسنقر روز از شرف * در طغانشاهيش طغرا داد احسنت اى ملك
* * *
قراسنقر آنگه كه نصرت پذيرد * بر آقسنقر آثار خذلان نمايد
و مراد از قراسنقر در اينجا شب و مقصود از آقسنقر روز است .
براى خريدن برده و بنده رسم و آيينى خاص بود كه بدان اهميت وافر داده ميشد چه « آدمى خريدن علمى بسيار دشوار » « 1 » بود و « برده خريدن و علم آن از جملهء فيلسوفى » « 2 » شمرده ميشد . عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر بن شمس المعالى قابوس در اينباره فصلى مشبع دارد و در آن براى هر دسته از غلامان علائم و شرائطى ذكر كرده و انواع غلامان و عادات آنان را مذكور داشته و شرايط خريدن غلام را بتمامى آورده است « 3 » .
شرط اصلى غلام آن بود كه خوبروى باشد و مىبايست كه نخست چشم و ابروى
هامش
( 1 ) - قابوسنامه تصحيح مرحوم رضا قليخان هدايت ص 100
( 2 ) - قابوسنامه تصحيح مرحوم رضا قليخان هدايت ص 100
( 3 ) - رجوع شود به قابوسنامه ص 100 - 109