تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
« . . . و چون حال اينست ، و ما بيشتر مردم را از نگريستن درين باب غافل يافتيم ، و نادان امت مر حق را خوار گرفته بودند ، و بر امثال و ظواهر كتاب خداى ايستاده ، و ممثولات و بواطن و معانى آن از دست بازداشته ، و بر محسوسات و كشايف فتنه گشته ، و از معقولات و لطايف دور مانده و مر هوسها را بهواى مختلف خويش رياست‌جويان اندر دين استخراج كرده ، و فقه نام نهاده ، و مر دانايان را بعلم حقايق و مر بينندگان را به چشم بصائر و مر جويندگان حق را و جداكنندگان جوهر باقى ثابت را از جوهر فانى مستحيل ، ملحد و بددين و قرمطى نام نهاده‌اند ، واجب ديديم مرين كتاب را اندرين معنى تأليف كردن و نام نهادن مرين كتاب را بزاد المسافرين ، و يارى بر تمام كردن اين كتاب از خداى خواهيم . . . » زاد المسافرين در بيست و هفت قول نوشته شده و مؤلف درين اقوال از اقسام علم و بحث در حواس و اجسام و متعلقات آن و نفس و هيولى و مكان و زمان و تركيب و حدوث عالم و اثبات صانع و خلقت عالم و كيفيت اتصال نفس بجسم و معاد و ردّ مذهب تناسخ و اثبات ثواب و عقاب و موضوع لذت بحث كرده ، و در خلال اين مباحث بمذاهب مخالفان خاصّه محمد بن زكرياى رازى كه مطرود و مغضوب متكلمان اسمعيليه است ، سخت تاخته و سخنان او را در مسائل مختلفى از قبيل قدم هيولى ( كه بعقيدهء محمد زكريا از قدماى خمسه است ) و مقالاتى كه بدان تعلق ميگيرد ، و قدم مكان يا خلاء ، و قدم زمان ، و مسألهء لذت و امثال آنها مردود شمرده است . درين موارد ناصرخسرو بسيارى از سخنان محمد زكريا را نخست بپارسى ترجمه و نقل و آنگاه رد كرده است . وجه دين ( - روى دين ) يكى ديگر از آثار مهم مذهبى ناصرخسرو است كه آن را در مختصرى از مسائل كلامى و تأويلات و باطن عبادات و احكام شريعت بطريقهء اسمعيليان نوشته است و مشحونست باصطلاحات آن طايفه و چنين آغاز مىشود : « آگاهى دهيم جويندگان سرّ نامتناهى را آنكه ايزد تعالى مردم را از براى بيم و اميد آفريده است ، آنگه مر او را ببهشت اميدوار كرده است و بدوزخ بترسانيده است ، پس گويم كه اندر نفس مردم بيم از دوزخ نشانست ، و اميد اندرو از بهشت اثر است ، و اين دو چيز كه اندر آفرينش مردم پوشيده است دليل كند بر بيم كلى كه آن دوزخست و بر اميد كلى كه آن بهشتست ، و رسول محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم مر خلق را سوى خدا خواند ، همين دو حال كه اندر آفرينش خلق بود بفرمان خداى تعالى پيش ايشان آورد . . .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 895 | ذبيح الله صفا