باقى عمر را در انزوا بسر برد تا در سال 470 هجرى بدرود حيات گفت « 1 » .
مهمترين اثر بيهقى تاريخ مشهور اوست كه در شرح سلطنت آل سبكتكين ، نوشته شده بود و بسى مجلد بالغ ميشد و در آن از تشكيل دولت غزنوى تا اوايل ايام سلطان ابراهيم بن مسعود سخن رفته بود و اكنون قسمتى از آن دربارهء سلطنت مسعود بن محمود غزنوى ، و تاريخ خوارزم از زوال دولت آل مأمون و افتادن آن ولايت بدست سلطان محمود ، و حكومت آلتونتاش حاجب در آن سامان تا غلبهء سلاجقه ، در دست است .
ابو الحسن بيهقى كتابى ديگر بنام « زينة الكتاب » در آداب كتابت به ابو الفضل بيهقى نسبت داده است كه اكنون در دست نيست . در يكى از مجموعههاى خطى كتابخانهء ملك چند ورق مشتمل بر شرح پارهيى از لغاتست كه بابو الفضل بيهقى نسبت داده مىشود .
تاريخ بيهقى يكى از امهات كتب تاريخ و ادب فارسى است . اهميت تاريخى اين كتاب تنها در آن نيست كه قسمتى از مهمترين حوادث سياسى دورهء غزنوى در آن نگارش يافته ، بلكه بيشتر از باب روش كار مؤلف و اتقان و صحت مطالب و دقت بيهقى در نقل حوادث و استفادهء او از اسناد و مداركى است كه مقام دربارى او در اختيارش نهاده بود . بيهقى در تأليف كتاب خود فقط بذكر حوادث سياسى و دربارى و دقت در نقل آنها نظر نداشت بلكه كتاب او از جهت ديگرى هم مهم است و آن ذكر بسيارى از رسوم و عادات و آداب زمانست كه بمناسبت آورده ، و نيز آوردن اطلاعات ذيقيمتى دربارهء شعرا و نويسندگان و اشاره ببسى از وقايع و حوادث تاريخى كه مربوط بدورهء غزنويان نيست و نويسنده بمناسبت بدانها اشاره كرده است . بنابرين تاريخ ابو الفضل بيهقى يكى از مآخذ مهم براى تحقيق دربارهء مسائل تاريخى و ادبى و اجتماعى زمان او و ازمنهء مقدم بر اوست و اگر همهء اجزاء آن در دست ميبود ممكن بود ما را از مراجعه ببسيارى كتب ديگر مستغنى سازد و يا اطلاعات گرانبهايى را كه اكنون فاقد آن هستيم در اختيار ما نهد .
سبك نگارش بيهقى نيز نسبت به گذشتگان تازگى دارد و نمونهء خوبى از بهترين
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهق چاپ مرحوم احمد بهمنيار ، تهران 1317 ص 175 - 178