ميزد و باستفادهء نامحدود از كلمات و تركيبات عربى سرگرم ميشد و اين امر مقدمهء زيادهرويهاى بعضى از نويسندگان شد تا آنجا كه برخى مانند سعد الدين و رواينى و عطا ملك جوينى و على الخصوص و صاف الحضرة ، آثار خود را مخزنى از لغات مهجور تازى ساختند و بدينطريق بسيارى از كلمات عربى را كه اصلا مورد حاجت نبود در زبان پارسى راه دادند .
اگرچه نثر مصنوع از اوايل قرن ششم در ادب پارسى شروع شد ليكن كمال آن در اواخر قرن ششم و خاصه در قرن هفتم است يعنى اواخر دورهيى كه دربارهء آن تحقيق مىكنيم ، و قسمتى از دورهء تسلط مغولان بر ايران .
آثار مشهور نثر پارسى و نويسندگان آنها :
ترجمهء رسالهء قشيرى
استاد امام ابو القاسم عبد الكريم بن هوازن قشيرى ( م . 465 ) در سال 437 رسالهيى در ذكر مبانى تصوف نوشت كه به « رسالهء قشيريه » معروفست . ازين كتاب در زمانى قريب بوفات « استاد امام » دو ترجمه به فارسى شد . نخست يكى از شاگردان استاد امام بنام خواجه امام ابو على بن احمد العثمانى ترجمهيى سقيم از آن رساله بپارسى كرد كه نسخهيى از آن در كتابخانهء ايا صوفيه بشمارهء 2077 و نسخهيى ديگر در كتابخانهء موزهء بريتانيا موجود است . اگر ترجمهء العثمانى را با اصل رساله مقايسه كنيم باشتباهات وافر مترجم و حذفهاى بى مورد بازميخوريم . همين امر سبب شد كه در قرن ششم باصلاح آن حاجت افتاد و اين كار بر دست ابو الفتوح عبد الرحمن بن محمد نيشابورى در كرمان بعد از سال 550 انجام گرفت . از تصحيح ابو الفتوح نيشابورى نسخهيى در كتابخانهء لالا اسمعيل بشمارهء 120 موجود است و در مقدمهء آن چنين آمده :
« اتفاق چنان افتاذ كه چون رسالتى كه استاذ امام ابو القسم عبد الكريم بن هوازن القشيرى رضى اللّه عنه كرده است ، خواجه امام ابو على بن احمد العثمانى ره ، كه از جملهء شاگردان و مريدان استاذ امام ابو القسم بوذ ، باز پارسى نقل كرد تا فايدهء آن عموم باشذ . اين نسخهء پارسى