تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
عهد مورد مطالعهء ماست و آن سبك نثر مصنوع است . چنان كه ميدانيم در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم نثر مصنوع عربى رواجى فراوان يافته بود . بزرگترين نويسندگانى كه در آن دوره ظهور كردند از دانشمندان و اديبان عربى زبان ايرانى بودند و همانانند كه نثر عربى را بكمال اعتلاء رسانيدند و به همين سبب منشآت آنان از قرن پنجم ببعد سرمشق كار كسانى بود كه در ادب عربى كار مىكردند و هركس كه انديشهء آموختن ترسّل و انشاء ميكرد ميبايست نمونهاى مشهورى از آن آثار بخواند تا در كار خود مهارت يابد . نظامى عروضى از جملهء شرائطى كه براى كسب مهارت در فن دبيرى برميشمرد ، يكى را « مناظرهء صحف خلف » ميداند و مقصود او ازين كلام « نظر در آثار متأخران » از نويسندگان و مترسّلان عربى زبانست . نظامى ازين صحف خلف « ترسّل صاحب و صابى و قابوس و الفاظ حمادى و امامى و قدامة بن جعفر و مقامات بديع و حريرى و حميد و توقيعات بلعمى و احمد حسن و ابو نصر كندرى و نامهاى محمد عبده » « 1 » و امثال آنها را نام ميبرد و اين نويسندگان كه ياد كرده غالبا از قرن چهارم ببعد مىزيسته و بيشتر آنان كلام مصنوع و مزيّنى به زبان عربى داشته‌اند . ممارست درين‌گونه آثار باعث شد كه نويسندگان بزرگ اين عهد خاصه مترسّلان پارسىگوى قرن ششم تحت تأثير نويسندگان آنها قرار گيرند و اندك‌اندك شروع بايجاد آثارى نظير همانها در زبان فارسى كنند . نثر مصنوع فارسى بدين ترتيب پيدا شد و به زودى رواج يافت و در مدتى كوتاه در رسائل سلطانى و اخوانى و كتب قصص و حكايات و آثارى كه جنبهء ادبى در آنها غالب بود ، به كار رفت . دورهء تداول اين سبك قرن ششم هجريست و نظر آنان كه خواسته‌اند شروع اين سبك را از نيمهء دوم قرن پنجم بدانند درست نيست . توضيح سخن آنكه عده‌يى ظهور صنعت را در آثار خواجه عبد اللّه انصارى تصور مىكنند و نثر او را كه البته دور از اسجاع مكرر نيست نخستين نمونهء نثر مصنوع مىدانند . اگر اين سخن درست بود
هامش
( 1 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 13