از ميان اين مثنويهاى عرفانى دلانگيز از همه مهمتر و شيواتر كه بايد آن را تاج مثنويهاى عطار دانست ، منطق الطير است كه منظومهييست رمزى بالغ بر 4600 بيت .
موضوع آن بحث طيور از يك پرندهء داستانى بنام سيمرغ است . مراد از طيور در اينجا سالكان راه حق و مراد از سيمرغ وجود حق است . از ميان انواع طيور كه اجتماع كرده بودند هدهد سمت راهنمايى آنانرا پذيرفت ( - پير مرشد ) و آنانرا كه هريك بعذرى متوسل ميشدند ( تعريض بدلبستگىها و علايق انسان بجهان كه هريك به نحوى مانع سفرا و بسوى حق مىشود ) ، با ذكر دشواريهاى راه و تمثل بداستان شيخ صنعان ، در طلب سيمرغ به حركت ميآورد و بعد از طى هفت وادى صعب كه اشاره است بهفت مرحله از مراحل سلوك ( يعنى : طلب ، عشق ، معرفت ، استغناء ، توحيد ، حيرت ، فقر و فنا ) ، بسيارى از آنان بعلل گوناگون از پاى درآمدند و از آنهمه مرغان تنها سى مرغ بىبال و پر و رنجور باقى ماندند كه به حضرت سيمرغ راه يافتند و در آنجا غرق حيرت و انكسار و معترف بعجز و ناتوانى و حقارت خود شدند و بفنا و نيستى خود در برابر سيمرغ توانا آگهى يافتند تا بسيار سال برين بگذشت و بعد از فنا زيور بقا پوشيدند و مقبول درگاه پادشاه گرديدند .
اين منظومهء عالى كمنظير كه حاكى از قدرت ابتكار و تخيل شاعر در به كار بردن رمزهاى عرفانى و بيان مراتب سير و سلوك و تعليم سالكانست ، از جملهء شاهكارهاى جاويدان زبان فارسى است . نيروى شاعر در تخيلات گوناگون ، قدرت وى در بيان مطالب مختلف و تمثيلات و تحقيقات و مهارت وى در استنتاج از بحثها ، و لطف و شوقوذوق مبهوتكنندهء او در تمام موارد و در تمام مراحل ، خواننده را بحيرت مىافگند . و بدين نكته اقرار ميدهد كه پرگويى عطار كه معاصران او ميگفتهاند ، از مقولهء گفتار مكثاران ديگر نيست كه مهذار و بيهوده گويند . اين مرد چيرهدست توانا و اين عارف و اصل دانا ، حقايق فراوان را بسرعت درك ميكرد و با زبانى كه در روانى و گشادگى از عالم بالا تأييدات بىمنتهى داشت ، بنظم درميآورد . شاعرى كردن درين موارد براى او بمنزلهء سخن گفتن مردى بود كه بفصاحت و بلاغت خو گرفته باشد و
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 863
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٨٦٣