بداروخانه كردم هر دو آغاز * چگويم زود رستم ز اين و آن باز . . .
مقامات طيور « 1 » ما چنانست * كه مرغ عشق را معراج جانست
چو خسرونامه را طرزى عجيب است * ز طرز او كه و مه با نصيب است
غير از آنچه در قول دولتشاه و ابيات عطار ديدهايم آثار متعدد ديگرى را نيز به دو نسبت دادهاند و بقول هدايت در رياض العارفين « گويند كتب شيخ يكصد و چهارده جلد است » و اين عدد حقا اغراقآميز به نظر ميرسد .
غير از اسرارنامه ، الهىنامه ، مصيبتنامه ، جواهر الذات ( يا جوهر ذات ) ، وصيتنامه ، منطق الطير ، بلبلنامه ، حيدرنامه ، ( يا حيدرىنامه ) ، شترنامه ، مختارنامه ، شاهنامه ، خسرونامه ( يا گل و خسرو ) ، ديوان غزليات و قصايد و رباعيات كه تاكنون ديده و گفتهايم ، منظومهاى ديگرى بنام مظهر العجايب ، هيلاجنامه ، لسان الغيب ، مفتاح الفتوح ، بيسرنامه ( يا پسرنامه ) ، سى فصل و جز آنها را هم به دو منسوب داشتهاند كه بعضى از آنها بسبب ركاكت الفاظ و سستى فكر و انديشه و اظهار تمايل شديد و متعصبانه بتشيع ، مسلما از عطار نيست « 2 » و از شاعر ديگرى است و بعطار نسبت يافته . آقاى سعيد نفيسى در كتاب خود دربارهء شرح احوال عطار ، درينباره بحثى مستوفى دارد و بايد به آن مراجعه كرد . با اينحال بايد متوجه بود كه نفى انتساب بعضى از منظومهاى منسوب عطار به دو ، دليل آن نميشود كه آثار منظوم او را اندك بدانيم زيرا شاعر خود به كثرت اشتغال خويش بنظم منظومهاى گوناگون اشاره كرده و باينكه معاصران به همين سبب ويرا « بسيارگوى » دانسته بودهاند اشاره مىكند و در خسرونامه ميگويد :
كسى كاو چون منى را عيبجويست * همىگويد كه او بسيار گويست
و ليكن چون بسى دارم معانى * بسى گويم تو مشنو مى تو دانى
گهر آخر بديدن نيز ارزد * چنين گفتن شنيدن نيز ارزد
هامش
( 1 ) - مراد منطق الطير است
( 2 ) - زيرا عطار در آثار اصلى خود چندبار بدورى خويش از تعصب اشاره كرده و بارها هر چهار خليفهء راشد را بيك نحو ستوده و باحترام ياد كرده است .