تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
عالم حيدر يافته و كدكن كه مولد شيخ است در نواحى زاوه است و پدر شيخ ، ابراهيم بن اسحق عطار كدكنى مريد قطب الدين حيدر بوده و شيخ عطار حيدرى نامه در ايام شباب بنظم آورده ، چون در ايام صبا بوده هرچند به نسخهاى شيخ مانند نيست اما بتحقيق سخن شيخ است و بعضى گويند كه حيدريان آن نظم را بشيخ بسته‌اند ( وفات قطب الدين حيدر بنقل دولتشاه در سال 597 اتفاق افتاده است ) بهرحال عطار قسمتى از عمر خود را بر رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكه تا ماوراء النهر بسيارى از مشايخ را زيارت كرد و در همين سفرها و ملاقاتها بود كه به خدمت مجد الدين بغدادى نيز رسيد . ميگويند در پيرى شيخ هنگامى كه بهاء الدين محمد پدر جلال الدين محمد معروف بمولوى با پسر خود رهسپار عراق بود در نيشابور به خدمت شيخ رسيد و شيخ نسخه‌يى از اسرارنامهء خود را به جلال الدين كه در آن هنگام كودكى خردسال بود بداد . عطار مردى پركار و فعال بود و چه هنگام اشتغال به كار عطارى و چه در دورهء اعتزال و گوشه‌گيرى كه گويا در اواخر عمر دست داده بود ، بنظم مثنويهاى بسيار و ديوان غزليات و قصائد و رباعيات و تأليف كتاب نفيس و پرارزش تذكرة الاوليا سرگرم بود . دولتشاه دربارهء آثار او گويد : « و شيخ را ديوان اشعار بعد از كتب مثنوى چهل هزار بيت باشد از آن جمله دوازده هزار رباعى گفته ، و از كتب طريقت تذكرة الاولياء نوشته ، و رسايل ديگر بشيخ منسوبست ، مثل اخوان الصفا و غير ذلك ، و از نظم آنچه مشهورست اينست : اسرارنامه ، الهىنامه ، مصيبت‌نامه ، جواهر الذات ، وصيت‌نامه ، منطق الطير ، بلبل‌نامه ، حيدرنامه ، شترنامه ، مختارنامه ، شاهنامه . دوازده كتاب نظم است و ميگويند چهل رساله نظم كرده و پرداخته اما نسخ ديگر متروك و مجهول است و قصايد و غزليات و مقطعات شيخ مع رباعيات و كتب مثنوى صد هزار بيت بيشتر است . » شاعر خود در قسمتى از منظومهء خسرونامهء خويش مثنويات خود را نام برده و گفته است :
مصيبت‌نامه كاندوه جهانست * الهىنامه كاسرار عيان است