محل قديم خود عودت يافت . بنابرين خواه عطار در شادياخ و خواه در كدكن كه هر دو از اعمال نيشابور بودهاند ، ولادت يافته باشد وى منسوب به شهر نيشابور هست و اينكه حاج خليفه او را در چند مورد از كتاب خود همدانى شمرده البته درست نيست .
از ابتداى كار او اطلاعى در دست نيست جز آنكه نوشتهاند پدر وى در شادياخ عطّارى عظيم القدر بود و بعد از وفات او فريد الدين كار پدر را دنبال كرد و دكانى آراسته داشت .
بايد دانست كه مراد از عطارى در اينجا دكان داروفروشى بوده است . معلوم نيست از كى عطّار كه عادة بايد بر شخص عطرفروش اطلاق گردد به اين معنى در زبان فارسى اطلاق شده ليكن گويا در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم چنين معنايى را در عرف فارسىزبانان داشته است .
مسلما عطّار در آغاز حيات و گويا تا مدتى از دورهء تحقيق در مقامات عرفانى ، شغل داروفروشى خود را كه لازمهء آن داشتن اطلاعاتى از طب نيز بوده حفظ كرده و در داروخانه سرگرم طبابت بوده است . خود در كتاب خسرونامه گويد :
به من گفت اى بمعنى عالمافروز * چنين مشغول طب گشتى شب و روز . . .
و باز در مصيبتنامه گفته است :
مصيبتنامه كاندوه جهانست * الهىنامه كاسرار عيانست
بداروخانه كردم هر دو آغاز * چگونه زود رستم زين و آن باز
بداروخانه پانصد شخص بودند * كه در هر روز نبضم مينمودند
در اشعار عطار اشارات ديگرى بر همين امر هست ولى معلوم نيست كه او طب را نزد كه آموخته جز آنكه هدايت ميگويد در طب شاگرد مجد الدين بغدادى « حكيم خاصهء سلطان محمد خوارزمشاه » بود . شايد هدايت مجد الدين بغدادى معروف بخوارزمى از كبار مشايخ تصوف را كه عطار از پيروان اوست « حكيم خاصهء سلطان محمد خوارزمشاه » دانسته باشد . بهرحال مجد الدين بغدادى هم مانند عطار در آغاز كار طبيب بود ليكن گمان نمىرود كه عطار طب را ازو آموخته باشد .
با توجه باشارهء شاعر معلوم مىشود كه انقلاب حال او هم در زمان پزشكى و