تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
منوچهرى شاعر را صاحب اغنام و احشام بدانند ! و حال آنكه كله ( - كوتاه ) بتنهايى يا در حال تركيب در عراق براى لقب به كار ميرفته است چنان كه حسين بن محمد قمى پدر ابن العميد لقب « كله » داشت و وزارت ماكان بن كاكى ميكرد « 1 » . راوندى در مقدمهء مطلبى كه قبلا نقل كرده‌ايم امير الشعرا شمس الدين شصت - كله را بدربار « ركن الدنيا و الدين طغرل بن ارسلان » نسبت داده است و بنابر نقل او و اشاره‌يى كه از شاعر نقل شده مسلم ميگردد كه وى در اواخر قرن ششم مشهور بوده است . از اشعار اوست :
صبح بىروى تو نفس نزند * نفس عشق بىتو كس نزند وصل تو نگذرد بكوى اميد * تا در خانهء هوس نزند بنده گر با تو يك نفس بنشست * جز بر آن ياد يك نفس نزند
و اين قصيده را در وصف « تتماج » « 2 » گفته و به همين سبب به « تتماجيه » مشهور شده است « 3 » :
چون رايت صبح شد درفشان * شد خيل ستارگان پريشان گم كرد فلك ستام صبحش * يك قرصهء زر بداد تاوان خورشيد بتيغ پرتو خويش * از چرخ فروگسست خفتان من خفته ز مستى شبانه * فارغ ز همه فلان و به همان آتشكده كرده تا به خانه * بر سنت و مذهب زمستان
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 ص 297 ( 2 ) - تتماج : الاخشه ، لاخشته ، لخشك ، نوعى است از آش آرد و نيز غذايى كه از آرد گندم كنند و لابرلاى خمير را از تره و سير بياگنند و با دوغ يا ماست و روغن بپزند . اصل اين خوراك از توران بود . ( 3 ) - دربارهء اين قصيده رجوع شود بمقالهء شمس الدين احمد بن منوچهر شصت كله بقلم مرحوم ملك الشعراء بهار در شمارهء 5 سال ششم مجلهء مهر و ذيل آن مقاله در همان شماره بقلم نگارندهء اين سطور . در بعضى از نسخ ديوان خاقانى اين قصيده را اشتباها بنام آن استاد ثبت كرده‌اند .